تسریع کردن، شتاباندن، پرت کردن، بشدت پرتاپ کردن، به سرعت عمل کردن، سراشیب تند داشتن، ناگهان سقوط کردن
accelerate(فعل)
شتاب دادن، سرعت دادن، تسریع کردن، شتاب کردن، شتاباندن، تند کردن، بر سرعت افزودن، تند شدن، تندتر شدن
speed up(فعل)
سرعت دادن، تسریع کردن
advance(فعل)
تسریع کردن، جلو بردن، پیش بردن، اقامه کردن، جلو رفتن، ترقی دادن، ترفیع رتبه دادن، مساعده دادن، پیش رفتن
catalyze(فعل)
تسریع کردن، دارای اثر مجاورتی کردن، تندتر کردن
hotfoot(فعل)
تسریع کردن، عجله کردن، سراسیمه رفتن
پیشنهاد کاربران
رَغینیدَن ( رَغین - ) : تسریع کردن رَغیندار: قابل تسریع کردن رَغینین: قابل تسریع کردن رَغینیک: قابل تسریع کردن؛ بسته به تسریع کردن، تسریعی رَغینیر: تسریع کننده رَغینیدار: تسریع کننده رَغیناک: تسریع کننده ... [مشاهده متن کامل]
رَغینان؛ تسریع کننده رَغینیشن: تسریع کردن رَغینیشنیک: تسریع کننده؛ قابل تسریع؛ تسریعی رَغینیشنیه: تسریع رَغینیشنیها: با تسریع ، با تسریع کردن رَغینَک: ابزاری برای تسریع کردن، تسریع کننده رَغینینَک: ابزاری برای تسریع کردن پَدیشرَغین: ابزاری برای تسریع کردن رَغینید: تسریع کرد؛ تسریع بکنید؛ تسریع کردن؛ تسریع شده رَغینیدَک: تسریع کرده؛ تسریع شده رَغینیدَکیه: تسریع کردگی؛ تسریع شدگی - رَغین: پسوندی با چیم تسریع کننده کاررَغین: تسریع کننده کار