تراشه

/tarASe/

    chip
    flake
    matchwood
    paring
    scrapings
    shaving
    shred
    sliver
    splint
    splinter
    split
    shaving(s)
    excelsior

فارسی به انگلیسی

تراشه پوست پرتقال
zest

تراشه سنگ
chipping

تراشه سوهان کاری
filing

تراشه شدن
chip

تراشه لیمو ترش
zest

تراشه کردن
chip, sliver, splinter

مترادف ها

shaving (اسم)
اصلاح، تراشه، تراش، صورت تراشی، چیز تراشیده

sliver (اسم)
خرده، قاش، تراشه، تکه باریک، ته جاروب، فتیله نخ

foil (اسم)
ورق، تراشه، ته چک، زرورق، فلز ورق شده، سیماب پشت اینه

ribbon (اسم)
تسمه، نوار، روبان، تراشه، نخ، نوار ماشین تحریر

chip (اسم)
ریزه، تراشه، ژتون، ژتن، سیب زمینی سرخ کرده

splinter (اسم)
خرده، تراشه، باریکه چوب، خرده شیشه

splint (اسم)
تراشه، توفال، اهن نبشی، برامدگی کوچک

excelsior (اسم)
تراشه، خرده نجاری

swarf (اسم)
تراشه، براده

flinders (اسم)
تراشه، خرده شیشه و امثال ان، قطعات شکسته، خش

paring (اسم)
تراشه

پیشنهاد کاربران

بررسی کلمات شبیه هم:
جیپ، گپ جی پی تی، چیپ، چیپس.
جیپ ( به انگلیسی: Jeep ) :
شرکت خودروسازی آمریکایی است.
گپ جی پی تی:
یک مدل هوش مصنوعی است.
چیپ ( Chip ) :
کلمه ی اصلی Chip در زبان انگلیسی به طور کلی به معنای قطعه ای کوچک و نازک کنده شده یا شکسته شده از یک ماده بزرگتر است. این معنی بسیار قدیمی تر از اختراع تراشه های الکترونیکی است.
...
[مشاهده متن کامل]

مثلاً، کنده چوب کوچک هم wood chip نامیده می شود، و سکه هایی که از ارزششون کم شده یا بریده شدن هم به همین نام خوانده می شدند.
چیپس ( خوراکی ) :
وقتی سیب زمینی رو به برش های نازک تبدیل می کنن، این برش های نازک و کنده شده از سیب زمینی بزرگ، کاملاً با تعریف اصلی “chip” ( تکه ی نازک کنده شده ) مطابقت داره. بنابراین، چیپس ( Chips ) در واقع شکل جمع یا نوع خاصی از این “تکه های نازک” است که به عنوان خوراکی شناخته شد.
توضیح:
چیپ ( تراشه ) وقتی اولین قطعات سیلیکونی در دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ ساخته شدند، به دلیل ظاهر کوچک، نازک و مربعی شان که از یک ویفر بزرگ بریده می شدند، به سادگی از همین واژه ی موجود Chip ( به معنای تکه کوچک و نازک ) برای نام گذاری شان استفاده شد. به طور خلاصه، احتمال بسیار قوی وجود دارد که هر دو واژه، هم “چیپ الکترونیکی” و هم “چیپس خوراکی”، از ریشه ی مشترک انگلیسی “Chip” به معنای تکه ی نازک کنده شده اقتباس شده باشند. اینکه کدام یک زودتر از دیگری به این نام مشهور شده، کمی پیچیده تر است، اما در فرهنگ عامه و صنعت غذا، “چیپس” ( برش های سیب زمینی ) خیلی زود در قرن بیستم رایج شد، و همزمان یا کمی بعد، نام “تراشه” هم برای قطعات الکترونیکی به کار رفت.

منبع. عکس فرهنگ پاشنگ
واژه ی تراشه از ریشه ی واژه ی تراش فارسی است
تراشهتراشهتراشهتراشهتراشه
( قراضة ) قراضة. [ ق ُ ض َ ] ( ع اِ ) ریزه های زر و سیم و جز آن که وقت تراشیدن برافتد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) :
آن غنچه های نستر بادامه های قز شد
زرّ قراضه در وی چون تخم پیله مضمر.
...
[مشاهده متن کامل]

خاقانی.
آن یکی پا نهاده بر سر گنج
وین ز بهر یکی قراضه به رنج.
نظامی.
فروریخت زر او یک انبان نخست
قراضش قراضه درستش درست.
نظامی.
از شادی آن قراضه ای چند
گویی که منم جهان خداوند.
نظامی.

تراشه=مخرۉط
تراشه، بریده شده ، تراش داده شده ، مخروط.
تراشه=بریده شده، تراش داده شده، مخروط
خرده چوب و آهن
تراشه برابر چیپ میشه که در زبان انگلیسی معانی متعددی دارد از جمله:
معنی: ریزه، تراشه، ژتون، ژتن، سیب زمینی سرخ کرده، ورقه شدن، رنده کردن
معانی دیگر: چلیکه، خرده چوب ( یا سنگ و غیره ) ، خاش، براده، نازکه، تراشه کردن یا شدن، خرد شدن یا کردن، ( لبه ی چیزی مانند فنجان را ) پراندن، لب پریده شدن، پوسته پوسته شدن، تراش دادن، باریکه ی سیب زمینی سرخ کرده، چیپس ( امریکا: سیب زمینی سرخ کرده به صورت تراشه های پولک مانند که سرد خورده می شود ـ انگلیس: سیب زمینی سرخ کرده به صورت نواره های انگشت مانند که گرم خورده می شود و در امریکا به آن french fries می گویند ) ، ( در قماربازی ) ژتون، مهره، پولک، ( کامپیوتر ) چیپ، خردک، ( با the یا با silicon ) کامپیوتر، ( با چکش و غیره ) کنده کاری کردن، کندن ( از راه تراشه سازی ) ، ( نادر ) با تیشه و غیره بریدن یا قطع کردن، ( مدفوع چهار پایان که برای سوخت به کار می رود ) تپاله، سرگین، پهن، هر چیز بی ارزش، پشیز، ( بازی گلف ) chip shot، لپ پریده کردن یا شدن، مهره ای که دربازی نشان برد وباخت است، بصورت جمع سیب زمینی سر کرده
...
[مشاهده متن کامل]

splinter
The splinter had worked its way under his skin