بافتن


    to weave
    to knit
    to braid
    to fabricate
    manufacture
    twine
    [fig.] to fabricate

فارسی به انگلیسی

بافتن با دستگاه بافندگی
loom

بافتن باترکه
withe

بافتن ژاکت پشمی
knit

بافتن طرح با نخ پشمی بر روی کرباس
needlepoint

بافتن گل و شاخ و برگ به هم
wreathe

بافتن گیسو
plait

بافتن موی سر و حصیر و علف
braid

مترادف ها

braid (فعل)
بهم تابیدن و بافتن، بافتن

weave (فعل)
درست کردن، بافتن

knit (فعل)
بهم پیوستن، بستن، بافتن، گره زدن، کشبافی کردن

entwine (فعل)
بافتن، در اغوش گرفتن، بهم پیچیدن، بهم پیچاندن، مثل طناب تابیدن

entwist (فعل)
بافتن، در اغوش گرفتن، بهم پیچیدن، بهم پیچاندن، مثل طناب تابیدن

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

بافتنبافتنبافتنبافتنبافتن
منابع• https://archive.org/details/1_20221023_20221023_1515
محمود کاشغری مغول بیابانگرد کجایی که نوچه هات دارن تمام زبانها رو به اسم خودشون میزنن
منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
بافتنبافتنبافتنبافتن
منبع. عکس فرهنگ ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورایی
بافتنبافتنبافتنبافتن
تنیدن
بافتن و تافتن
ریشه هندو اروپائی بافتن وب webh و فارسی میانه وف waf ودر داوستا اوبداین ubdaēna ودر سانسکریت ابهاناتی ubhānati بافتن ودر یونانی یفینو yfaino ودر انگلیسی weave - wafer - web .
بیاموختشان رشتن و بافتن
به تار اندرون پود را تافتن - فردوسی
Weave
Twine
جولاهیدن/
بافتن ( پارچه، جوراب، فرش و نظایر آنها ) به ترکی: " توخوماق "
بافتنی به ترکی: " توخومالی "
بافتن مو ( موی دختران و خانمها ) به ترکی: " هؤرمَک "
موی بافته شده ( دختران و خانمها ) به ترکی: " هؤروک "
مویی که قابل بافتن باشد، به ترکی: " هؤرمَلی "
نسج