باستان

/bAstAn/

    ancient
    ancient times
    ancient history
    early
    elder
    old
    [n.] ancient times

فارسی به انگلیسی

باستان شناختی
archaeological

باستان شناس
archaeologist

باستان شناسی
archaeology

باستان شناسی صنعتی
industrial archaeology

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

باستانباستانباستانباستانباستان
منابع• https://archive.org/details/1_20221023_20221023_1515
باستان ؛ این کلمه با چهار ریخت نگارشی باستان ، پاستان ، بازستان ، بسطان قابل بررسی است.
باستان ؛ تعاریفی که با کاربرد رایج امروزی برای این کلمه جور در می آید ؛ وقت بسته شده ، وقت ستانده شده ، وقت پاس شده ، وقت پَسین و گذشته ی دور مرتبط با اصطلاح رایج پس پریروز
...
[مشاهده متن کامل]

و برای لحظه ی موجود کلمه ی بازتان به مفهوم وقت باز شده
و برای لحظات آینده بَسطان به مفهوم بسط داده شده مرتبط با مفهوم کلمه ی انبساط به معنی بیش افتاده و وقت پیش رو یا بیشتان
مفهوم پاس اشاره به یک جریان سیال و پاسکال با حرکت رو به جلو و رو به پیشرفت در یک کال جریان دار و سیال را دارد.
جهت تایید این مطلب اصطلاح پس از آن جهت در مکالمات در حال استفاده می باشد. که کلمه ی پس در اینجا در جایگاه های کاربردی مختلف اشاره به پیش رو و جلو و آینده دارد.
یا اصطلاح باستان و پس پریروز به مفهوم زمان و روزی که از آن عبور کردیم و به پیش افتادیم.
و اصطلاح پس انداز به مفهوم پس انداختن از زمان گذشته و زمان حال برای آینده.

باستان به چم قدیم و همیشه است
bāstān ud har gāh ummēd ō yazadān dār ud dōst ān gīr ī pad tō sūdōmandtar hād. ( Jamasp - Asana, 1913, p. 59 )
باستان و هرگاه ( =همیشه ) امید به یزدان دار، و دوست آن گیر که پد تو سودمندتر هست
با واژه bust لاتین هم مانایی دارد به مان وقف شده ؛بازمانده|، برجای مانده که در همه اینا به کهنه یا دیرینه بودن آن میرسیم
باستان:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " باستان" می نویسد : ( ( در پهلوی نیز در همین ریخت به کار می رفته است اما بخش دوم واژه ستان، چنان می نماید که پساوند است ؛ اما بخش نخستین و ستاک آن " با " چیست ؟می تواند بود که " با " ریختی از " بَوْ" باشد بُن اکنون از مصدر " بودن "که در پارسی در واژه ی " بُوِش " مانده است . می تواند بود که بَوَستان "باستان "شده باشد، آن چنانکه پَوَاک " پاک" شده است. ) )
...
[مشاهده متن کامل]

( ( یکی نامه بود از گه باستان
فراوان بدو اندرون داستان ) )
( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 213 )