انقضاء، بازدم، دم براوردگی
مترادف ها
پیشنهاد کاربران
در فارسی دم را برابر "نفس" می گذارند ولی شایسته نیست، دم بخشی از تنفس است ( بخش دیگر تنفس بازدم است ) که در دم هوا را تو می دهند و در بازدم بیرون میدهند ( که همین هم باز ناشیگری فرهنگستان کشور را در زبان سامانی میرساند! وقتی کسی در شیپور یا کرنا می دمد مگر هوا را تو میدهد؟! دمیدن اینجا بیشتر به معنی فوت کردن است نه هوا را تو دادن! )
... [مشاهده متن کامل]
بهتر است برای نفس از ناسه یا نوسه، بجای تنفس از ناسش، بجای نفس کشیدن هم ناسیدن را به کار بست.
ناسه از کجا امده ؟
در فارسی گفتاری به طور مستقل کم کاربرد است ولی خُرناسه نفسی است که با خُرخُر همراه شده و شنوشه هم به معنی عطسه است ( شُ ریخت دیگری از آز یا اُس در فارسی میانه به معنی "به بیرون" است. )
در لری و کردی هم واژه هناسه پرکاربردتر است.
پس
دم
بازدم
ناسه
... [مشاهده متن کامل]
بهتر است برای نفس از ناسه یا نوسه، بجای تنفس از ناسش، بجای نفس کشیدن هم ناسیدن را به کار بست.
ناسه از کجا امده ؟
در فارسی گفتاری به طور مستقل کم کاربرد است ولی خُرناسه نفسی است که با خُرخُر همراه شده و شنوشه هم به معنی عطسه است ( شُ ریخت دیگری از آز یا اُس در فارسی میانه به معنی "به بیرون" است. )
در لری و کردی هم واژه هناسه پرکاربردتر است.
پس
دم
بازدم
ناسه