باز گفتن


    repeat

مترادف ها

restate (فعل)
تصریح کردن، باز گفتن، مجددا بیان کردن

repeat (فعل)
تکرار کردن، باز گو کردن، دوباره گفتن، دوباره ساختن، باز گفتن، تکرار شدن، دوباره انجام دادن

unreel (فعل)
تعریف کردن، باز گفتن، واچر خاندن، از قرقره باز کردن

re-count (فعل)
تعریف کردن، برشمردن، باز گفتن، یکایک گفتن

پیشنهاد کاربران

هرجا در پارسی باز گفتن امده از دو یا سه بیرون نیست یکی به معنی پاسخ گفتن است دگر نقل و تعریف کردن و خبر دادن
خود بنگرید همه انچه اورده جز این نیست
باز گو کردن
یاد کردن