باب

/bAb/

    fashionable
    suitable
    door
    gate
    chapter
    section
    matter
    subject
    paradigm
    channel
    fad
    form
    popular
    prevailing
    prevalent
    sound
    standard
    strait
    [rare.] gate

فارسی به انگلیسی

باب المعده
pylorus

باب المندب
bab el mandeb

باب دندان
savory, savoury, toothsome

باب روز
fashion, in, mainstream, manners, mode, style, stylish, trend, trendy

باب من نیست
it does not suit me

باب کردن
introduce, popularize, resurrect

باب کننده
trendsetter

مترادف ها

portal (اسم)
باب، مدخل، ایوان، سر در، دروازه، سیاهرگ باب کبد

gate (اسم)
باب، مدخل، ورودیه، دریچه، دروازه، گیت، در بزرگ، دریجه سد، وسایل ورود

chapter (اسم)
باب، شعبه، قسمت، مقاله، فصل، فصل یاقسمتی از کتاب، فصل یا قسمت مختصری

strait (اسم)
باب، تنگنا، تنگه، تنگ، بغاز

door (اسم)
باب، در، راهرو، درب

a la mode (صفت)
باب

appropriate (صفت)
باب، مناسب، مقتضی، در خور

پیشنهاد کاربران

هر باب دو طرف دارد:
مدینة العلم که علیّ بابها از مدینة العمل وارد میشن.
و مدینة العمل الرسول النبی خاتم الأنبیاء بابها.
. . .
این تحلیل عارفانه ونقل قول ودلیل نیست؛
کلام عُرفاء دلیل ندارد ونیاز به دلیل نیست؛ راه به دِل دارد.
فأدخلوا ابوابها. . . سالمین صالحین!
منبع. عکس ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورائی
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

بابباببابباب
منابع• https://archive.org/details/1_20221023_20221023_1515
یه باب هست سخت نیست
افرادی که قدغا هست نباشند
سنجش بیش از حد فعاله
مطرح کند انچه هست و داری
در مورد مسائلی پیخ پیخ همسایه صحبت نشه همونجا خودش میشورتت برچسپ میزنه بهت
اوه اوه
باب واژه ی است عربی به معنای در و دروازه می باشد که در زبان فارسی در واژگان ملکی بکار هم میرود مثلا : یک باب خانه _ دو باب مغازه و. . .
این کلمه ۲۴بار در قرآن کریم بصورت جمع و فرد آمده:
وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هَـٰذِهِ الْقَرْیَةَ فَکُلُوا مِنْهَا حَیْثُ شِئْتُمْ رَغَدًا وَادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَقُولُوا حِطَّةٌ نَّغْفِرْ لَکُمْ خَطَایَاکُمْ ۚ وَسَنَزِیدُ الْمُحْسِنِینَ ﴿٥٨ البقرة﴾
...
[مشاهده متن کامل]

وَرَفَعْنَا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِیثَاقِهِمْ وَقُلْنَا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَقُلْنَا لَهُمْ لَا تَعْدُوا فِی السَّبْتِ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّیثَاقًا غَلِیظًا ﴿١٥٤ النساء﴾
قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِینَ یَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمَا ادْخُلُوا عَلَیْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّکُمْ غَالِبُونَ ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَکَّلُوا إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ ﴿٢٣ المائدة﴾
وَإِذْ قِیلَ لَهُمُ اسْکُنُوا هَـٰذِهِ الْقَرْیَةَ وَکُلُوا مِنْهَا حَیْثُ شِئْتُمْ وَقُولُوا حِطَّةٌ وَادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا نَّغْفِرْ لَکُمْ خَطِیئَاتِکُمْ ۚ سَنَزِیدُ الْمُحْسِنِینَ ﴿١٦١ الأعراف﴾

باب در عربی به معنای در و دروازه می باشد که در واژگان ملکی زبان فارسی بکار میرودو رایج تر است
مثلا: یک باب خانه_ دو باب مغازه_
سلیم
باب: بخش مانند اینکه بگوییم این کتاب در پنج باب تالیف شده یعنی این نسخه در پنج بخش نوشته شده ست.
مورد
موضوع
باَب
سلیم
باب: شایستگی
این واژه خود پارسی است و همتای آن در پارسی درب یا در است.
همچنین به گمان زیاد واژه بابزن از این واژه برساخته شده است.
بابزن: سیخ
بهترین سایتس هست که تاحالا دیدم. تمام مطالب مهم رو در خودش جای داده . بسیار عالی هست.
عادی ، شایع
باب :بابا
دکتر کزازی در مورد واژه ی " باب" می نویسد : ( ( باب واژه ای است پارسی به معنی پدر و ریختی از " بابا" ؛ این واژه با " پاپ " و " پاپا" در زبان های اروپایی سنجیدنی است و بر پایه ی انگاره ای در زبانشناسی ، می تواند بود که در بنیاد از زبان کودکان بر آمده باشد . ) )
...
[مشاهده متن کامل]

( ( نه ماند بر و بوم و نه مام و باب
شود پست رودابه با رودآب ) )
( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 434 . )

کلمه باب در بختیاری تقسیمات ایلی به کار میرود باب از طایفه و بالا طایفه بزرگ تره و چندین طایفه زیر مجموعه ان است مثل ممصالح بهداروند زلکی و. . . گفته میشود
در کوردی یعنی "بابا، پدر"
"باوک" هم میگویند
دروازه یا همون در
یک نوع اسم روی مینیون های گرو
رایج، رسم، متعارف، متداول، مد، مرسوم، معمول، در، دروازه، بارگاه، سرا، دریچه، پنجره، بخش، فصل، مدخل، اب، بابا، پدر، خاص، مخصوص، ویژه، باره، خصوص، فقره، مورد، بغاز، تنگه، درخور
پدر
دَرِ خانه، دَرِ مغاره
پدر
در
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢١)