fashionable suitable door gate chapter section matter subject paradigm channel fad form popular prevailing prevalent sound standard strait [rare.] gate
باب، شعبه، قسمت، مقاله، فصل، فصل یاقسمتی از کتاب، فصل یا قسمت مختصری
strait(اسم)
باب، تنگنا، تنگه، تنگ، بغاز
door(اسم)
باب، در، راهرو، درب
a la mode(صفت)
باب
appropriate(صفت)
باب، مناسب، مقتضی، در خور
پیشنهاد کاربران
هر باب دو طرف دارد: مدینة العلم که علیّ بابها از مدینة العمل وارد میشن. و مدینة العمل الرسول النبی خاتم الأنبیاء بابها. . . . این تحلیل عارفانه ونقل قول ودلیل نیست؛ کلام عُرفاء دلیل ندارد ونیاز به دلیل نیست؛ راه به دِل دارد. فأدخلوا ابوابها. . . سالمین صالحین!
منبع. عکس ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورائی لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود. ... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴ • تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴ • حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است ) • فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵ • غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶ • فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹
یه باب هست سخت نیست افرادی که قدغا هست نباشند سنجش بیش از حد فعاله مطرح کند انچه هست و داری در مورد مسائلی پیخ پیخ همسایه صحبت نشه همونجا خودش میشورتت برچسپ میزنه بهت اوه اوه
باب واژه ی است عربی به معنای در و دروازه می باشد که در زبان فارسی در واژگان ملکی بکار هم میرود مثلا : یک باب خانه _ دو باب مغازه و. . . این کلمه ۲۴بار در قرآن کریم بصورت جمع و فرد آمده: وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هَـٰذِهِ الْقَرْیَةَ فَکُلُوا مِنْهَا حَیْثُ شِئْتُمْ رَغَدًا وَادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَقُولُوا حِطَّةٌ نَّغْفِرْ لَکُمْ خَطَایَاکُمْ ۚ وَسَنَزِیدُ الْمُحْسِنِینَ ﴿٥٨ البقرة﴾ ... [مشاهده متن کامل]
باب در عربی به معنای در و دروازه می باشد که در واژگان ملکی زبان فارسی بکار میرودو رایج تر است مثلا: یک باب خانه_ دو باب مغازه_
سلیم باب: بخش مانند اینکه بگوییم این کتاب در پنج باب تالیف شده یعنی این نسخه در پنج بخش نوشته شده ست.
مورد موضوع
باَب
سلیم باب: شایستگی
این واژه خود پارسی است و همتای آن در پارسی درب یا در است. همچنین به گمان زیاد واژه بابزن از این واژه برساخته شده است. بابزن: سیخ
بهترین سایتس هست که تاحالا دیدم. تمام مطالب مهم رو در خودش جای داده . بسیار عالی هست.
عادی ، شایع
باب :بابا دکتر کزازی در مورد واژه ی " باب" می نویسد : ( ( باب واژه ای است پارسی به معنی پدر و ریختی از " بابا" ؛ این واژه با " پاپ " و " پاپا" در زبان های اروپایی سنجیدنی است و بر پایه ی انگاره ای در زبانشناسی ، می تواند بود که در بنیاد از زبان کودکان بر آمده باشد . ) ) ... [مشاهده متن کامل]
( ( نه ماند بر و بوم و نه مام و باب شود پست رودابه با رودآب ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 434 . )
کلمه باب در بختیاری تقسیمات ایلی به کار میرود باب از طایفه و بالا طایفه بزرگ تره و چندین طایفه زیر مجموعه ان است مثل ممصالح بهداروند زلکی و. . . گفته میشود