انباز

/~ambAz/

    associate
    fellow
    participant
    mutual
    partaker
    partner
    copartner

فارسی به انگلیسی

انباز بودن
share

انباز شدن
partake

مترادف ها

partner (اسم)
هم دست، شریک، پا، یار، سهیم، همسر، انباز

participant (اسم)
شریک، سهیم، همراه، شرکت کننده، انباز

coparcener (اسم)
شریک، انباز، شریک مشاع، دارای حق مشاع

پیشنهاد کاربران

معنی باختن را اشتباه آموخته ایم!
اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "بازی" می گوییم در حالی که لزوما در آن "بازی" شکست نمیخورند!
...
[مشاهده متن کامل]

باختن در ریشه و اصل خود به معنی شرکت کردن در کاری است.
اسب تاز و زیر ساز و بم نواز و گوی باز
جود کار و دل ربای و می ستان و دن ستای
بجستند و هر گونه ای ساختند
ز هر دست بایکدگر باختند.
میبینیم که در این ابیات از فردوسی و منوچهری دامغانی باختن به معنی شرکت کردن است.
همچنین انباختن/همباختن به معنی شریک شدن و مشارکت کردن در کاری است
هنباز/همباز هم به معنی شریک بارها در ادب فارسی به کار رفته
خداوند بی یار و انباز و جفت
ازو نیست پیدا و پنهان نهفت ( فردوسی )

منبع. عکس فرهنگ ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورایی
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

انبازانبازانبازانباز
بازرگان کم سرمایه باید از همبازی بپردازد قابوسنامه
انباز :
دکتر کزازی در مورد واژه ی "انباز " می نویسد : ( ( انباز در پهلوی همباز hambāz ، از دوپاره ی : ان ( =هم ) / باز ساخته شده است . باز به معنی بهره است و ریخت هایی دیگر از آن " باژ" و " باج " . ) )
...
[مشاهده متن کامل]

( ( به تخت خرد بر نشست آزتان
چرا شد چنین دیو انبازتان ) )
( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 350. )

شریک . همکار . جفت . یار . کسی که همراهی کند . همانند . شبیه
_ همراه، شریک، دوست، مانند، محبوب، همتا، معشوق
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
انباز: پیشوند"اَن" باز. یعنی انباری که درب آن برای دیگران هم باز است. یا جایی که بصورت یک مجموعه و یک پکیج ( بقچه ) در دسترس است . معادل انگلیسی واژه" share" می باشد.