اموزگار

/~AmuzegAr/

    schoolmistress
    educator
    instructor
    mentor
    preceptor
    schoolteacher
    schoolmaster
    schoolmarm

مترادف ها

teacher (اسم)
دبیر، مربی، معلم، اموزگار، مدرس، اموختار

instructor (اسم)
یاد دهنده، معلم، اموزگار، اموزشیار

pedagog (اسم)
معلم، اموزگار، اموزگار علم فروش

pedagogue (اسم)
معلم، اموزگار، اموزگار علم فروش

پیشنهاد کاربران

آموزگار بهترین برابر پارسی برای واژه عربی معلم است
واژه ای همچون استاد یک واژه ریشه دار در زبان پارسی است
ایران ستیز نباشید
بیگانه پرست نباشید
دشمنی با زبان پارسی برابر است با دشمنی با ایران
...
[مشاهده متن کامل]

زبان های عربی و ترکی واژگان بسیاری از زبان پارسی وام گرفتند
واژه استاد پارسی بوده و هست
زبان پارسی همچون دایه ای مهربان و دلسوز زبان های عربی و ترکی را پرورانیده است
زبان پارسی از خود گذشت کرد تا این دو زبان بزرگ شوند
نمک ناشناس نباشید
این دایه برای بزرگ کردن شما رنج و سختی کشیده پس سپاسگزار باشید

در پارسی میانه: آموژکار
لری بختیاری
دَپیرا پِروِنا، چاشنا. معلم، اموزگار
واژه آموزگار
معادل ابجد 275
تعداد حروف 7
تلفظ 'āmuz[e]gār
نقش دستوری اسم
ترکیب ( صفت ) [پهلوی: āmožakār]
مختصات ( زْ یا زِ ) [ په . ] ( ص . )
آواشناسی 'AmuzegAr
الگوی تکیه WWWS
...
[مشاهده متن کامل]

شمارگان هجا 4
منبع لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی عمید
فرهنگ فارسی معین
فرهنگ فارسی هوشیار
واژگان مترادف و متضاد
👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆
بهترین واژه به جای واژه عربی معلم است
منبع عکس. فرهنگ فارسی عمید

اموزگار
واژه آموزگار
معادل ابجد 275
تعداد حروف 7
تلفظ 'āmuz[e]gār
نقش دستوری اسم
ترکیب ( صفت ) [پهلوی: āmožakār]
مختصات ( زْ یا زِ ) [ په . ] ( ص . )
آواشناسی 'AmuzegAr
الگوی تکیه WWWS
شمارگان هجا 4
منبع فرهنگ فارسی عمید
کسی آموزش میدهد
اتابک، استاد، لله، مدرس، مربی، معلم
آموزگار یعنی کسی که می آموزد