رخشبُن/:
واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی الکترون،
به معنی ریشه و عامل پیداری رخش – برق یا الکتریسیته.
ممکن است الکترون ها برای همیشه عمر کننددانشمندان عمر مفید حداقل الکترون را حدود ۶. ۶ � ۱۰۲۸ سال تخمین زده اند - این یعنی ۶۶، ۰۰۰ "یوتاسال". از آنجایی که این تقریباً ۵ کوینتیلیون برابر سن جهان است، حتی اگر الکترون ها برای همیشه عمر نکنند، به نظر می رسد همینطور باشد!
در پارسی پسوند ژه را داریم که برای کوچکی و تصویر به کار می رود و نشان دهنده جز و بنیاد است مانند نایژه
پس داریم:
الکترون: رخشژه
نوترون: نتارژه
پروتون: هوژه
�رخشمایه�/
واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی الکترون.
الکترون ساخته شده از دو بخش الکتریک و ون، به معنای برق زن.
اما رخشمایه از دو بخش فارسی �رخش�، به معنی برق ( به واژه نامهٔ دهخدا رجوع شود، در آبادیس نیز موجود است ) و
... [مشاهده متن کامل]
� مایه�، به معنی بنیادِ سازنده، تشکیل شده است.
و بنابراین �رخشمایه�، معنای کلی مادهٔ بنیادین تشکیل دهندهٔ رخش ( برق ) ، یا همان الکترون را می دهد.
بیریزه
از دید من واژه کهربک ( پدید آمده از کهربا و پسوند کوچک ساز ) که دوستان در میان آوردند بسیار زیباست و توانایی واژه سازی فراوانی دارد. برای نمونه کهربک برابر با الکترون است و پادکهربک برابر با نوترون است. ریزه ای که از دید بار در رویارویی با الکترون کهربک است.
... [مشاهده متن کامل]
بی کهربک برابر با نوترون چرا که هیچ باری ندارد.
و کهربک واره برابر با پوزیترون چرا که با کهربک همگونی دارد گرچه با گوناگونی اندک.
به نظرم واژه کهربک برای الکترون که دوستان گفتن بسیار زیباست و از آن می توان پادکهربک:پروتون ، بی کهربک: نوترون و کهربک واره:پوزیترون را ساخت
الکترون ( Electron )
ذره ای با بار منفی که در اطراف هسته می چرخه. درگیر شدن یا نشدن این الکترون ها در واکنش های شیمیایی باعث تولید پیوندهای شیمیایی می شه.
کهرُبَک = ( کهربا ک ) ( kahrobak )
( " فرووزن: پروتن ". " پروتن: وزن " " فراوزن :الکترون " )
رخشیزه
ارجمندترین و عزیزان، دانش الکتریسیته برای این سرزمین یعنی ایران است، بی شک خودتان تا به حال نام پیل اشکانی را شنیده اید، به جای این کار ما باید به دنبال کتیبه و نوشته های از دوران گذشته باشیم که این واژه را در بر داشته باشد تا ما نیز از آم استفاده کنیم.
بَرتَراز
کلمه Elect یعنی :
برگزیده و یا عصاره و جوهر ( بر، سر، گزین )
معنای واژه Tronیعنی :
تَراز یا افزار تعامل و سامان و مایه
معادل پارسی "Electron"
میتونه " بَرتَراز " باشه
از این پارسی تر نمیشه !
الکترون
الکترون = آدِرَخش
الکترونیک = آدِرَخشینه
الکترونیکی = آدِرَخشینِگی
با این پیشنهاد کمر غلامعلی حدادعادل رو شکستی
جن که عربیه اخه
ما داریم تصفیه می کنیم عربی رو
ریزجِنّ
پیشنهاد می کنم که در فرهنگنامه های اسلامی از این پس بجای واژه ی از ریشه لاتینی �الکترون� از آمیخته واژه ی �ریزجِنّ� که بخوبی پیوندِ فرهنگ ایرانی و فرهنگ قرآنی را به نمایش می نهد، سود برده تا از �نفوذ استکبار جهانی� در �پایگاه ائمه اطهار� کاسته شود.
... [مشاهده متن کامل]
برگرفته از پی نوشت نوشتاری در پیوند زیر:
ب. الف. بزرگمهر یکم اسپند ماه ۱۳۹۴
https://www. behzadbozorgmehr. com/2016/02/blog - post_20. html
الکترون
رَخشَک، رَخشین، اَرَخشانه، اَرَخشون، رَخشون
دِرَخشَک، دِرَخشون
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٨)