اُلَنگ به ضم اول و فتح دوم و سکون سوم و چهارم در دیوان ملک الشعرا بهار به معنی سبزه زار به کار رفته است.
گــه خــروشــان بــر کــران مــرغــزار
گـــه شــتــابــان زی الــنــگــی بــودمــی
گــه خــروشــان بــر کــران مــرغــزار
گـــه شــتــابــان زی الــنــگــی بــودمــی
در دیوان ملک الشعرا بهار به معنی سبزه زار به کار رفته است
اِله نگ در زبان لکی یعنی عقاب
النگ: درگویش فارسی اراک مرتبط شدن یا آمیختن ومربوط شدن باکسی ویابه کسی به اکراه که با میل نباشد ومترادف مزاحم است النگ گفته می شود . گفته می شود النگ من نشو ( مزاحم من نشو ) ، النگ اون شدم ( مزاحم وی شدم )
... [مشاهده متن کامل]
درکتاب حبیب السیر درموارد متعددی این واژه درکنارنام شهرها ومراکزجمعیتی بزرگ بکاررفته ( به النگ همدان رفت ) که دراین حالت شاید مترادف واژه اولوس باشد که ازترکی ومغولی واردفارسی شده است. وبه معنی محال وناحیه وایالت می باشد.
... [مشاهده متن کامل]
درکتاب حبیب السیر درموارد متعددی این واژه درکنارنام شهرها ومراکزجمعیتی بزرگ بکاررفته ( به النگ همدان رفت ) که دراین حالت شاید مترادف واژه اولوس باشد که ازترکی ومغولی واردفارسی شده است. وبه معنی محال وناحیه وایالت می باشد.