اقتباس

/~eqtebAs/

    borrowing
    acquiring
    extract
    arrangement
    extract(ion)
    version

فارسی به انگلیسی

اقتباس ناپذیر
inimitable

اقتباس و تنظیم
adaptation

اقتباس کردن
arrange

مترادف ها

adaptation (اسم)
تطبیق، توافق، انطباق، اقتباس

adoption (اسم)
قبول، اقتباس، اتخاذ، اختیار، قبول به فرزندی، فرزند خواندگی

derivation (اسم)
اقتباس، استنتاج، اشتقاق، استخراج، استنساخ، سر چشمه

quotation (اسم)
اقتباس، ایراد، بیان، نقل قول، عبارت، مظنه

پیشنهاد کاربران

اقای باقری به شاخ مجازی کم عقلی مثل افشین ، اهمیت نمیده
تُرک با تُرک فرق داره
آقای باقری یک ترک باشرف و باسواد هستن من اگه واژه ی که فکر میکنم فارسی هست و ایشون بگه ترکی هست را با جان و دل میپذیرم چون میدونم آدم باسواد و منصفی هست مثالش هم واژه ی بستر که فکر میکردم فارسیه. . . . برخلاف یک مشت بیسواد که اینجا در حال کوبیدن زبان پارسی هستن . . . .
سلام استاد باقری عزیز. . . ای کاش کمی هم لغات ترکی رو معانیشون رو در این آبادیس بررسی میکردید و ما هم استفاده می کردیم. . . جای تعجب دارد شما ک ترک هستید اینقدر لغات فارسی رو بررسی میکنید ولی واژه های
...
[مشاهده متن کامل]
ناب و شیرین زبان تورکی را ب کنار گذاشتید. . . لطفاً این همت تان را برای زبان خودتان نیز خرج کنید ممنونم پیشاپیش از شما استاد عزیز و پیشکسوت

کلمه اقتباس از قبس گرفته شده است و در اصل روشن کردن آتشی با آتشی دیگر است . به عنوان مثال می خواهی آتشی روشن کنی ولی کبریت یا فندکی نداری . سر چوبی را به آن آتش می گیری تا روشن شود یا ذغالی از آتش یر می
...
[مشاهده متن کامل]
داری و با آن آتش خود را روشن می کنی . قبس: ( بر وزن فرس ) شعله ای از آتش است که از آتشی برداشته شود در قاموس گفته : � شعلۀ نار تقتبس من معظم النار � و نیز مصدر است بمعنی اخذ شعله � قبس النّار قبسا: اخذها شعلۀ � طبرسی شعلۀ آتش فرموده که در سر نی یا چوب باشد. اقتباس که بمعنی اخذ شعله است بطور اقتباس که بمعنی اخذ شعله است بطور استعاره بطلب علم و استفاده گفته میشود �اقتبس العلم: استفاده �

مترادف اقتباس: اخذ، گرفتن، آموختن، فراگیری، یادگیری
برابر پارسی: برگیری، برداشت، برگرفتن از، برگرفته
معنی انگلیسی:
borrowing, acquiring, extract, arrangement, extract ( ion ) , version
بازآفرینی یا اقتباس آن است که هنرمند با الهام گرفتن از یک اثر ادبی ( شامل داستان، داستان کوتاه، یا شعر ) دست به آفرینشی دوباره بزند و اثر اولیه را به گونه ای دیگر ( نظیر فیلم و موزیکال ) بیافریند. در واقع، اثر جدید دقیقاً همان اثر اولیه نیست بلکه تنها رگه هایی از اثر اولیه در آن دیده می شود.
...
[مشاهده متن کامل]

https://fa. wikipedia. org
منبع ( ویکی پدیا، دانشنامهٔ آزاد )

برداشت ( معمولا آزاد ) از مطلبی یا نمایشنامه ، فیلم و نظایر آن
ریشه ی کلمه ی اقتباس سه حرف ( ق ب س ) می باشد و ریشه ی اصلی این کلمه در واقع کلمه ی قبض به معنی اخذ کردن و دریافت کردن می باشد. اصطلاح قبض برق آب نیز به معنی اخذ و دریافت در حال استفاده می باشد. در قوانین ایجاد کلمات حرف ( س ) در کلمه ی اقتباس قابل تبدیل به حرف ( ز ض ذ ) می باشد مثل موسیقی و موزیک و فراوان از این دست کلمات.
...
[مشاهده متن کامل]

مانند کلمه ی اقتصاد که به معنی هدف گذاری از ریشه ی قصد می باشد و در زبان عربی بر وزن افتعال می باشد.
این وزن معمولاً برای بیان انجام یک عمل یا فرآیند به کار می رود و از ریشه ثلاثی عربی ساخته می شود. در مورد اقتصاد، ریشه آن **"قصد"** است که به معنای قصد کردن یا هدف داشتن است، و وزن افتعال نشان دهنده مفهوم برنامه ریزی یا هدف گذاری در امور مالی و اجتماعی است.

آموختن. یادگیری. فراگرفتن
این کیّس
درصدرهمه محیط برجمع.
شیطان مجسم.
به تعبیری خطا،
کاین مبانی ِمیثاق اقتباسی از کتاب اسمانیست
🇮🇷 همتای پارسی: برگرفت 🇮🇷
الهام گرفتن
دریافت
اخذ شده ، گرفته شده ، برداشت شده
adaptation
اگه دوست داشتید لایک کنید🌌💎
اقتباس در اصل از ماده قبس به معنی گرفتن شعله ای از آتش است سپس به نمونه گیریهای دیگر نیز اطلاق شده .
بر راه کسی رفتن ؛ اقتباس . ( تاج المصادر بیهقی ) .
- || پیروی از کسی کردن . روش و راه کسی را دنبال کردن .
فعل �گرتیدن/ gartidan� را بجای اقتباس پیشنهاد میدهم.
امروزه به وام گیری واژگان از زبانهای دیگر گرته برداری میگویند که نوعی از اقتباس یا برداشت را معنی میدهد پس میتوانیم از� گرته� فعل ساده ی �گرتیدن� را بسازیم و واژگان دیگر هم از آن مشتق کنیم:
...
[مشاهده متن کامل]

گرتیدن : اقتباس
گرتیده: مقتبس/اقتباس شده
گرتنده/گرتش گر/گرتاینده: اقتباس کننده
- - - - - - - - - - - - - - - - - - -
اقتباس ادبی : گرتیده ی ادبی
اقتباس سینمایی: گرتیده ی سینمایی

نشأت گرفته ازچیزی، منطبق
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٩)