افریقا
مترادف ها
پیشنهاد کاربران
واژه افریقا در زبان یونانی افریکا بوده که این واژه در این زبان به معنی "سرزمین آفتابی و بدون سرما " است.
نام پارسی آفریقا از تطابق نام عربی اِفریقیه گرفته شده که در زبان انگلیسی نیز همان از زبان یونانی گرفته شده است ( انگلیسی Africa )
رضاضَحاکی راحت
دبیر و مدرس تاریخ
و ادبیات
نام پارسی آفریقا از تطابق نام عربی اِفریقیه گرفته شده که در زبان انگلیسی نیز همان از زبان یونانی گرفته شده است ( انگلیسی Africa )
رضاضَحاکی راحت
دبیر و مدرس تاریخ
و ادبیات
واژه ی آفریقا یا آفریکا با حروف لاتین به شکل های Africa و Afrika و Aphrica به احتمال قریب به یقین در پشت پرده ی ظاهر لفظی یا کلمه ای خود به روش بازی کابلا حامل رمز عددی یا کد انسانی یعنی عدد ۱۰ یا 10 بوده است.
... [مشاهده متن کامل]
A یا a با تلفظ آ، حروف اول کلمات آسمان و آسمانی به زبان فارسی بوده و fri یا phri با تلفظ فَری به معنای منسوب به فَر یعنی پرتو نوری ( مثل فر ایزدی یا پرتو خورشیدی و ستاره ای ) و ca یا ka با تلفظ کا همین حرف ک میباشد که در باستان با طنین کا و امروز کاف تلفظ و بیان شده و میشود که در ردیف حروف الفبای فارسی معادل عدد ۲۵ میباشد با تلفظ ۲ تا ۵ و یا ۵ تا ۲ و در هردو حالت مساوی با ۱۰.
لذا آفریکا با ترکیب حروفی - عددی به شکل آ ۱۰، به معنای ابعاد مجرد دهگانه ی نفسانی و آسمانی هرکدام از افراد انسانی مشتمل بر ۵ منِ مردانه و ۵ منِ زنانه، که جملگی خودیند و نه بیگانه از همدیگر مثل زن و مرد دنیوی بصورت یک زوج مشتمل بر دو نیمزوج.
آفَری قا : دو حرف قاف و الف ( ق ا ) در ردیف حروف الفبای فارسی به ترتیب معادل اعداد ۲۴ و ۱ میباشند با تلفظ ۲۴ و ۱ مساوی با ۲۵ و تلفظ دوباره : ۵ تا ۲ و یا ۲ تا ۵ مساوی با ۱۰.
لذا واژه ی آفریقا هم در پشت پرده ی ظاهر لفظی یا کلمه ای خود به روش بازی کابالا حامل همان رمز عددی یا کد انسانی بوده به معنای لغوی فَر ها یا پرتو های ۱۰ گانه ی انسانی آسمانی.
به احتمال قریب به یقین یا نزدیک به حقیقت، نام قاره یا کاره ی آمریکا هم به روش بازی کابالا ساخته شده و حامل همان کد انسانی بوده.
اَمری کا به معنای ۱۰ امری یا دهِ دستوری و آنهم نه ده جمله های موسائی ( پنج تا روی یک سنگ لوحی در دست راست و پنج تای دیگری روی یک لوح سنگی دیگر در دست چپ ) و نه ده تائی های دستور زبانی ارسطو و نه کاتِگوری های دهگانه ی وی و نه اعداد یک رقمی دهگانه ی خردمندان هندو از صفر تا نُه ( ۰ تا ۹ ) بلکه ۱۰ های آمِری.
آمری بصورت تفکیکی آم ( عام ) ری به چه معنا؟!
ری ریشه در فعل یا مصدر ریدن داشته، اما در زبان فارسی قدیم به معنای زائیدن و زاده شدن و آفریدن و آفریده شدن هم بکار برده میشده.
به زبان تمثیل و نمادین: خدای حقیقی و واقعی هر کدام از ما افراد انسانی را در بطن خود، ده تائی؛ نه ریده و نه زائیده است بلکه هرکدام از ما را از ابعاد فراوان و بیکران خویش ده تاری آفریده است.
... [مشاهده متن کامل]
A یا a با تلفظ آ، حروف اول کلمات آسمان و آسمانی به زبان فارسی بوده و fri یا phri با تلفظ فَری به معنای منسوب به فَر یعنی پرتو نوری ( مثل فر ایزدی یا پرتو خورشیدی و ستاره ای ) و ca یا ka با تلفظ کا همین حرف ک میباشد که در باستان با طنین کا و امروز کاف تلفظ و بیان شده و میشود که در ردیف حروف الفبای فارسی معادل عدد ۲۵ میباشد با تلفظ ۲ تا ۵ و یا ۵ تا ۲ و در هردو حالت مساوی با ۱۰.
لذا آفریکا با ترکیب حروفی - عددی به شکل آ ۱۰، به معنای ابعاد مجرد دهگانه ی نفسانی و آسمانی هرکدام از افراد انسانی مشتمل بر ۵ منِ مردانه و ۵ منِ زنانه، که جملگی خودیند و نه بیگانه از همدیگر مثل زن و مرد دنیوی بصورت یک زوج مشتمل بر دو نیمزوج.
آفَری قا : دو حرف قاف و الف ( ق ا ) در ردیف حروف الفبای فارسی به ترتیب معادل اعداد ۲۴ و ۱ میباشند با تلفظ ۲۴ و ۱ مساوی با ۲۵ و تلفظ دوباره : ۵ تا ۲ و یا ۲ تا ۵ مساوی با ۱۰.
لذا واژه ی آفریقا هم در پشت پرده ی ظاهر لفظی یا کلمه ای خود به روش بازی کابالا حامل همان رمز عددی یا کد انسانی بوده به معنای لغوی فَر ها یا پرتو های ۱۰ گانه ی انسانی آسمانی.
به احتمال قریب به یقین یا نزدیک به حقیقت، نام قاره یا کاره ی آمریکا هم به روش بازی کابالا ساخته شده و حامل همان کد انسانی بوده.
اَمری کا به معنای ۱۰ امری یا دهِ دستوری و آنهم نه ده جمله های موسائی ( پنج تا روی یک سنگ لوحی در دست راست و پنج تای دیگری روی یک لوح سنگی دیگر در دست چپ ) و نه ده تائی های دستور زبانی ارسطو و نه کاتِگوری های دهگانه ی وی و نه اعداد یک رقمی دهگانه ی خردمندان هندو از صفر تا نُه ( ۰ تا ۹ ) بلکه ۱۰ های آمِری.
آمری بصورت تفکیکی آم ( عام ) ری به چه معنا؟!
ری ریشه در فعل یا مصدر ریدن داشته، اما در زبان فارسی قدیم به معنای زائیدن و زاده شدن و آفریدن و آفریده شدن هم بکار برده میشده.
به زبان تمثیل و نمادین: خدای حقیقی و واقعی هر کدام از ما افراد انسانی را در بطن خود، ده تائی؛ نه ریده و نه زائیده است بلکه هرکدام از ما را از ابعاد فراوان و بیکران خویش ده تاری آفریده است.
قارّه آفریقا؛ قاره تفریق شده.
قارّه اروپا ؛ قاره معروف قاره شناخته شده. به نوعی دیگر، قاره آرا شده ارائه شده آرایش شده قارّه سبز شده.
قارّه ؛ مَقَرِّ و قرارگاه به قِر اُفتاده به گردش افتاده، گرایش به گردش و گردیدن و به حرکت افتادن. مرتبط با کلمه ی چرخ گاری یا چرخ قرقره. ارتباط قارّه مَقَر و قرارگاه مانند پاره مَفَر و فرارگاه.
... [مشاهده متن کامل]
قارّه اروپا ؛ قاره معروف قاره شناخته شده. به نوعی دیگر، قاره آرا شده ارائه شده آرایش شده قارّه سبز شده.
قارّه ؛ مَقَرِّ و قرارگاه به قِر اُفتاده به گردش افتاده، گرایش به گردش و گردیدن و به حرکت افتادن. مرتبط با کلمه ی چرخ گاری یا چرخ قرقره. ارتباط قارّه مَقَر و قرارگاه مانند پاره مَفَر و فرارگاه.
... [مشاهده متن کامل]
گرماد
گرم کوته نوشت خشکاد ( قاره )
در بسیاری از نوشته ها گفته شده است که از واژه یونانی آفریکه ( aphrike ) به چم همیشه گرم گرفته شده است.
همانگونه که نام آسیا و اروپا را نیز یونانی ها گذاشته اند. زیرا یونان در سه راهی هر سه خشکاد ( قاره ) می باشد و بی خشک اندیشی ( بدون تعصب ) ، دور از اندیشه نیست که یونانیان نخستین بار این سه خشکاد را نامگذاری کرده باشند.
... [مشاهده متن کامل]
گرم کوته نوشت خشکاد ( قاره )
در بسیاری از نوشته ها گفته شده است که از واژه یونانی آفریکه ( aphrike ) به چم همیشه گرم گرفته شده است.
همانگونه که نام آسیا و اروپا را نیز یونانی ها گذاشته اند. زیرا یونان در سه راهی هر سه خشکاد ( قاره ) می باشد و بی خشک اندیشی ( بدون تعصب ) ، دور از اندیشه نیست که یونانیان نخستین بار این سه خشکاد را نامگذاری کرده باشند.
... [مشاهده متن کامل]
آفریقا یک واژه پارسی است.
آفریقا سرزمین دور، برگرفته از واژه پانکی ( فنیقی ) افر است که خود افر نیز از واژه پارسی باستان ( آپارا ) به معنی �دور� گرفته شده بود که با واژه far در زبان انگلیسی هم ریشه میباشد. نام آفریقا در آغاز تنها برای بیابانها و شنزارهای شمال آفریقا که ایرانیان در آنجا فرمانروایی میکردند به کار میرفت ولی سپس به همه قاره آفریقا گفته شد.
... [مشاهده متن کامل]
پَسگشت ( =مرجع ) : برگه 32 از نبیگِ ( ریشه شناسی واژگان شیرین ایرانی ) نوشته مجید قدیمی ( نوبت چاپ:یکم1401 ) .

آفریقا سرزمین دور، برگرفته از واژه پانکی ( فنیقی ) افر است که خود افر نیز از واژه پارسی باستان ( آپارا ) به معنی �دور� گرفته شده بود که با واژه far در زبان انگلیسی هم ریشه میباشد. نام آفریقا در آغاز تنها برای بیابانها و شنزارهای شمال آفریقا که ایرانیان در آنجا فرمانروایی میکردند به کار میرفت ولی سپس به همه قاره آفریقا گفته شد.
... [مشاهده متن کامل]
پَسگشت ( =مرجع ) : برگه 32 از نبیگِ ( ریشه شناسی واژگان شیرین ایرانی ) نوشته مجید قدیمی ( نوبت چاپ:یکم1401 ) .

اِفریکا=آفریقا= اِفریغا
برگرفته از فرهنگ نامه ( ( چیلو ) ) . اسل شناسی واژگان فارسی.
نویسنده: امیرمسعودمسعودی مسعودلشکر نجم آبادی
#آسانیک گری
برگرفته از فرهنگ نامه ( ( چیلو ) ) . اسل شناسی واژگان فارسی.
نویسنده: امیرمسعودمسعودی مسعودلشکر نجم آبادی
#آسانیک گری
اِفریقا:
از قدیم به کسر اول تلفظ می شده است و نه با" الف" ممدود و به صورت آفریقا. امروزه هم صحیح تر آن است که به صورت ِافریقا خوانده و نوشته شود.
( غلط ننویسیم ، ابوالحسن نجفی ، چاپ نهم ۱۳۷۸ ص ۳۱. )
از قدیم به کسر اول تلفظ می شده است و نه با" الف" ممدود و به صورت آفریقا. امروزه هم صحیح تر آن است که به صورت ِافریقا خوانده و نوشته شود.
( غلط ننویسیم ، ابوالحسن نجفی ، چاپ نهم ۱۳۷۸ ص ۳۱. )
... [مشاهده متن کامل]