افراشتن


    to elevate
    exalt
    to hoist
    fly
    lift
    rear
    unfurl
    upraise
    uprear
    to exalt

فارسی به انگلیسی

افراشتن پرچم
display

مترادف ها

rear (فعل)
تربیت کردن، پروردن، بلند کردن، افراشتن، نمودار شدن

elevate (فعل)
بالا بردن، بلند کردن، ترفیع دادن، افراشتن، عالی کردن، نشاط دادن

unfurl (فعل)
گشودن، افراشتن، بادبان گستردن

fly (فعل)
زدن، پرواز کردن، پریدن، افراشتن، پراندن، پرواز دادن، به هوا فرستادن، گریختن از، فرار کردن از، در اهتراز بودن

erect (فعل)
بناء کردن، ساختمان کردن، افراشتن، بر پا کردن، نصب کردن، راست کردن

پیشنهاد کاربران

بررسی ساختارِ {افراشتن}:
1 - پیشوندِ {اف}:به چَمِ {بالا، بر، به بالا، بلند} است که در گذشته به ریختِ {اَب} در زبانِ پارسی میانه بوده است که برگرفته از پیشوندِ {اَئیبی/اَئیوی} اوستایی است.
همچنین این پیشوند هَمریشه با {up} در انگلیسی و {auf} در آلمانی است. ( نکته ای که کاربرِ گرامی /ایرزاد/ نوشتند )
...
[مشاهده متن کامل]

اینگونه دگرگونی ها برای پیشوند هایِ اوستایی به پارسی کنونی بسیار رخ می دهد، برای نِمونه، {پَئیتی:پر/پَئیری:پر}.
2 - راشتن:هَمآن {راستَن} است ( دگرگونی آوای س/ش} با بُنِ کنونیِ {راز} که به گمانم دگرگون شده یِ {رای} ( بن کنونی راستن ) است.
بِدرود!

واکاویِ تکواژهای "افراشتَن":
1 - پیشوندِ " اف"
2 - کارواژه یِ "راشتَن" که همان کارواژه " راستَن" می باشد ( دگرگونیِ آواییِ ( س/ش ) در زبانهایِ آریایی رواگمند بوده است ) و در کارواژه هایی همچون آراستن ( آ - راستَن ) ، ویراستَن ( وی - راستَن ) ، پیراستن و. . نیز دیده می شود که با کارواژه آلمانیِ ( richten ) نیز از یک بُن و ریشه است ( به زیرواژه " راستَن" در این تارنما مراجعه کنید.
...
[مشاهده متن کامل]

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
گفته یِ کاربر "ایرزاد" درست می باشد. آفرین

اَفراشتَن
هم ریشه با :
انگلیسی : upraise
آلمانی : aufrichten
پیشوندهای : اَف ، up , auf هر سه مینه ی به سوی بالا
راشت / راست/ راز ، raise , richt هر سه به مینه راست ، راشت ، راز ، راخت ، رَده ، رَدیف ، رَجه ( بند آویزان کردن رخت های شُسته ) ، رِژه ( گام ارتشی در یک صف و خَت ) ،
...
[مشاهده متن کامل]

فهرِست ( پَهرِست: پَه رِست = ریست = list ) ،
راستی ( right , recht ) به مینه ی : حَق
مینه کارواژه : به سوی بالا راست و ریست کردن و در مینه مجازی/ مگاشی بهتر کردن ، سامان دادن ، راستن ، راییدن، آراستن ، آراییدن

کشیدن

بپرس