sheepfold
فارسی به انگلیسی
مترادف ها
خامه، اغل، خانه ییلاقی، قلم، کلک، شیوه نگارش
غول، جای اسب و گله، اغل
کلبه، مرغدان، اغل، کبوتر خانه
اغل، اخور یا علفدان، چهارچوب
اغل، جای محدود برای فعالیت حیوانات، جایگاه حیوانات
حصار، کلبه، اغل، دهکده بومیان افریقای جنوبی
ضربت، اغل، پاوند، لیره، استخر یا حوض اب، واحد مسکوک طلای انگلیسی، اغل حیوانات گمشده و ضاله
پیشنهاد کاربران
لری بالاگریوه ای
آغِل :حیاط
آغِل :حیاط
در پاسخ به ادعای مطرح شده مبنی بر �ترکی بودن واژهٔ آغل و ورود آن به فارسی در قرون ۵–۶ هجری�، در ادامه بررسی علمی، مستند و منبع محور ارائه می کنم. تلاش شده صرفاً بر منابع معتبر زبان شناسی تاریخی تکیه شود و از حدس های ایدئولوژیک یا مشابهت های سطحی پرهیز گردد.
... [مشاهده متن کامل]
- - -
۱. خطای بنیادین ادعای �ترکی بودن آغل�
ادعا می گوید:
> �آغل واژه ای ترکی است و از ağıl به معنای حصار کشیدن آمده و پس از سلجوقیان وارد فارسی شده است. �
این ادعا از چند جهت غیرعلمی و نادرست است:
1. وجود واژه پیش از سلجوقیان در فارسی و زبان های ایرانی
2. نبود ریشه سازی معتبر در زبان های ترکی
3. اصل بودن واژه در ایرانی و وام گیری آن در ترکی
4. ناسازگاری تاریخیِ زمان ورود واژه با شواهد متنی
- - -
۲. شواهد قطعی از زبان های ایرانی ( پیش از ورود ترکان )
۲. ۱. فارسی میانه ( پهلوی )
در متون و فرهنگ های پهلوی، واژه هایی با همین ریشه و معنا ثبت شده اند:
aγul / āγul / āgāl
به معنای: جایگاه دام، محل نگاهداری گوسفند
📘 منبع معتبر:
MacKenzie, D. N.
A Concise Pahlavi Dictionary, Oxford University Press, 1971, p. 6–7
> این منبع نشان می دهد که واژه در فارسی میانه ( ۳۰۰–۷۰۰ میلادی ) وجود داشته؛ یعنی چند قرن پیش از سلجوقیان.
- - -
۲. ۲. اوستایی و ایرانی کهن
در اوستایی و بازسازی های زبان شناختی ایرانی باستان، ریشه هایی با ساخت - gul / - gar / - war برای جایگاه و محوطه بستهٔ دام وجود دارد.
📘 منبع:
Bartholomae, C.
Altiranisches W�rterbuch, Leipzig, 1904
هرچند صورت دقیق �آغل� در اوستا نیامده، اما ریشهٔ واژگانی و معنایی آن ایرانی است و در فارسی میانه تثبیت شده است.
- - -
۳. شواهد فارسی دری پیش از قرن ۵ هجری
واژهٔ �آغل� در متون فارسی کهن ( پیش از نفوذ گسترده ترکان ) دیده می شود:
متون نثر خراسانی
شعرهای محلی و روستایی
گویش های ایرانی شرقی و غربی
📘 منابع فارسی:
فرهنگ پاشنگ
نورائی، علی. ریشه واژگان فارسی، ۱۳۹۰
Windfuhr, G. The Iranian Languages, 2009
این شواهد نشان می دهد که واژه در بستر طبیعی فارسی رشد کرده، نه آنکه ناگهان در قرن ۵ هجری وارد شده باشد.
- - -
۴. بررسی واژه در زبان های ترکی ( نقطهٔ ضعف ادعا )
۴. ۱. وضعیت واژه در ترکی
در ترکی امروز واژهٔ ağıl وجود دارد، اما:
فقط در برخی گویش ها
عمدتاً در مناطق تماس دار با ایرانیان
بدون ریشه سازی ترکی شفاف
📘 منبع مهم ترکی شناسی:
Clauson, Gerard.
An Etymological Dictionary of Pre - Thirteenth - Century Turkish, Oxford, 1972
🔴 نکتهٔ کلیدی:
Clauson هیچ ریشهٔ ترکی کهن ( Proto - Turkic ) برای ağıl ارائه نمی دهد.
- - -
۴. ۲. نظر زبان شناسان درباره وام گیری
بسیاری از ترک شناسان و ایران شناسان معتقدند:
> ağıl در ترکی ← وام گرفته از زبان های ایرانی
📘 منبع:
Doerfer, Gerhard.
T�rkische und mongolische Elemente im Neupersischen, Wiesbaden, 1963–1975
- - -
۵. خطای ریشه شناسی �ağıl = بستن / حصار کشیدن�
ادعای �ağıl از ریشه بستن� غلط زبان شناختی است:
فعل ترکی bağlamak = بستن
�ağıl� اسم مکان است و از نظر صرفی به فعل �بستن� در ترکی قابل بازسازی نیست.
این نوع ریشه سازی، عامیانه و غیرعلمی است.
- - -
۶. جمع بندی علمی نهایی
نتیجهٔ قطعی بر اساس منابع معتبر:
1. ✅ واژهٔ آغل در فارسی میانه وجود داشته است.
2. ✅ پیش از ورود سلجوقیان در زبان های ایرانی رایج بوده است.
3. ❌ ریشهٔ ترکی کهن برای آن وجود ندارد.
4. ❌ ادعای ورود آن در قرن ۵–۶ هجری با شواهد تاریخی ناسازگار است.
5. ✅ واژه در ترکی به احتمال قوی وام واژه ای از ایرانی است.
- - -
۷. منابع معتبر ( جمع بندی )
MacKenzie, A Concise Pahlavi Dictionary, 1971
Bartholomae, Altiranisches W�rterbuch, 1904
Henning, Grammar of Manichean Middle Persian, 1938
Windfuhr, The Iranian Languages, 2009
Clauson, Etymological Dictionary of Turkish, 1972
Doerfer, T�rkische und mongolische Elemente im Neupersischen
نورائی، ریشه واژگان فارسی
فرهنگ پاشنگ
- - -
... [مشاهده متن کامل]
- - -
۱. خطای بنیادین ادعای �ترکی بودن آغل�
ادعا می گوید:
> �آغل واژه ای ترکی است و از ağıl به معنای حصار کشیدن آمده و پس از سلجوقیان وارد فارسی شده است. �
این ادعا از چند جهت غیرعلمی و نادرست است:
1. وجود واژه پیش از سلجوقیان در فارسی و زبان های ایرانی
2. نبود ریشه سازی معتبر در زبان های ترکی
3. اصل بودن واژه در ایرانی و وام گیری آن در ترکی
4. ناسازگاری تاریخیِ زمان ورود واژه با شواهد متنی
- - -
۲. شواهد قطعی از زبان های ایرانی ( پیش از ورود ترکان )
۲. ۱. فارسی میانه ( پهلوی )
در متون و فرهنگ های پهلوی، واژه هایی با همین ریشه و معنا ثبت شده اند:
aγul / āγul / āgāl
به معنای: جایگاه دام، محل نگاهداری گوسفند
📘 منبع معتبر:
> این منبع نشان می دهد که واژه در فارسی میانه ( ۳۰۰–۷۰۰ میلادی ) وجود داشته؛ یعنی چند قرن پیش از سلجوقیان.
- - -
۲. ۲. اوستایی و ایرانی کهن
در اوستایی و بازسازی های زبان شناختی ایرانی باستان، ریشه هایی با ساخت - gul / - gar / - war برای جایگاه و محوطه بستهٔ دام وجود دارد.
📘 منبع:
هرچند صورت دقیق �آغل� در اوستا نیامده، اما ریشهٔ واژگانی و معنایی آن ایرانی است و در فارسی میانه تثبیت شده است.
- - -
۳. شواهد فارسی دری پیش از قرن ۵ هجری
واژهٔ �آغل� در متون فارسی کهن ( پیش از نفوذ گسترده ترکان ) دیده می شود:
متون نثر خراسانی
شعرهای محلی و روستایی
گویش های ایرانی شرقی و غربی
📘 منابع فارسی:
فرهنگ پاشنگ
نورائی، علی. ریشه واژگان فارسی، ۱۳۹۰
این شواهد نشان می دهد که واژه در بستر طبیعی فارسی رشد کرده، نه آنکه ناگهان در قرن ۵ هجری وارد شده باشد.
- - -
۴. بررسی واژه در زبان های ترکی ( نقطهٔ ضعف ادعا )
۴. ۱. وضعیت واژه در ترکی
در ترکی امروز واژهٔ ağıl وجود دارد، اما:
فقط در برخی گویش ها
عمدتاً در مناطق تماس دار با ایرانیان
بدون ریشه سازی ترکی شفاف
📘 منبع مهم ترکی شناسی:
🔴 نکتهٔ کلیدی:
Clauson هیچ ریشهٔ ترکی کهن ( Proto - Turkic ) برای ağıl ارائه نمی دهد.
- - -
۴. ۲. نظر زبان شناسان درباره وام گیری
بسیاری از ترک شناسان و ایران شناسان معتقدند:
> ağıl در ترکی ← وام گرفته از زبان های ایرانی
📘 منبع:
- - -
۵. خطای ریشه شناسی �ağıl = بستن / حصار کشیدن�
ادعای �ağıl از ریشه بستن� غلط زبان شناختی است:
فعل ترکی bağlamak = بستن
�ağıl� اسم مکان است و از نظر صرفی به فعل �بستن� در ترکی قابل بازسازی نیست.
این نوع ریشه سازی، عامیانه و غیرعلمی است.
- - -
۶. جمع بندی علمی نهایی
نتیجهٔ قطعی بر اساس منابع معتبر:
1. ✅ واژهٔ آغل در فارسی میانه وجود داشته است.
2. ✅ پیش از ورود سلجوقیان در زبان های ایرانی رایج بوده است.
3. ❌ ریشهٔ ترکی کهن برای آن وجود ندارد.
4. ❌ ادعای ورود آن در قرن ۵–۶ هجری با شواهد تاریخی ناسازگار است.
5. ✅ واژه در ترکی به احتمال قوی وام واژه ای از ایرانی است.
- - -
۷. منابع معتبر ( جمع بندی )
نورائی، ریشه واژگان فارسی
فرهنگ پاشنگ
- - -
آغل واژه ای ترکی و برگرفته از واژه �ağıl� به معنای حصار کشیدن، بستن می باشد .
این واژه از قرن پنجم و ششم هجری به بعد ( هم زمان با ورود سلجوقیان و مهاجرت گسترده ترکان به ایران ) وارد زبان فارسی شد.
این واژه از قرن پنجم و ششم هجری به بعد ( هم زمان با ورود سلجوقیان و مهاجرت گسترده ترکان به ایران ) وارد زبان فارسی شد.
در فارسی غین وجود دارد، مانند پیغام، فرغند ( آبراه ) و نغز و چغندر. قاف در فارسی نیست اما در بسیاری از واژه های فارسی حرف کاف و گاف و گاه حتی خ حین معرب شدن یا تحت تاثیر عربی به قاف تبدیل شده اند: خندق
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
( از کندگ ) ؛ قبر اق ( از گوبراگ به معنی هوشیار، بیدار ) ، قشنگ ( از خوشنگ ) . واژه آغل هم از اصل ایرانی است و از ریشه - gaud "پنهان کردن" ساخته شده است و در آن صدای گ به غین، و د هم به ل تبدین شده است و a آغاز آن هم پیشوند است. صورت دیگر آن هم واژه نغول به معنای جای زیرزمینی برای دام ها در صحرا است. صورت باستانی این دو واژه ā - gaud - a و ni - gaud - a است. البته واژه آغل وارد ترکی شده است و از همین رو برخی فرهنگ ها به اشتباه آن را ترکی نوشته اند اما صورت نغول، با پیشوند - ni که خاص زبان های ایرانی است، ثابت می کند که این واژه در اصل فارسی بوده است. ( زبان های ترکی - مغولی پیشوندهای واقعی ندارند و عمدتاپسوند دارند ) .
منبع. عکس کتاب فرهنگ واژه های اوستا
لینک ویدئو از اینستاگرام که استاد سیامک رستمی هست خودشون آذربایجان هستند آدم بی طرفی هستند واقعیت می گویند.
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
... [مشاهده متن کامل]
ق حرف بیست وچهارم در الفبای فارسی، حرف بیست ویکم در الفبای عربی ( قاف ق ) و نوزدهمین حرف از حروف الفبای عبری ( کوف ק ) است.
در اغلب گویش های زبان فارسی حرف ق ( قاف ) و غ ( غین ) متفاوت تلفظ می شوند اما در برخی گویش ها و لهجه ها این دو حرف یکسان تلفظ می شوند.
بیشتر واژه هایی که با همخوان /ق/ آغاز می شوند، ریشهٔ عربی دارد معرب هست در بعضی از واژه ها که از فارسی یا زبان های دیگر وارد زبان عربی شده و سپس دوباره وارد زبان فارسی شده است، همخوان ( صامت ) ابتدایی به �ق� تغییر کرده است. برای نمونه �قند� معرب �کند� و �قرمز� معرب �کرمست�. برخی دیگر از واژه های فارسی که همخوان غین در آن شنیده می شود به غلط با قاف نوشته شده است. مانند قباد، قشنگ، قالیچه و قلندر. بعضی از واژه های فارسی هم هستند که همخوان آغازین آن ها به �ق� تبدیل شده است. برای نمونه �قلک� که در اصل به صورت �کولک� و �غلک� رایج بوده است. حرف ق از حرف های عربی است طبق در کتاب فرهنگ واژه های اوستا این کلمه غ در این کتاب است.
لینک منبع. پایین قرار می دهم





لینک ویدئو از اینستاگرام که استاد سیامک رستمی هست خودشون آذربایجان هستند آدم بی طرفی هستند واقعیت می گویند.
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
... [مشاهده متن کامل]
ق حرف بیست وچهارم در الفبای فارسی، حرف بیست ویکم در الفبای عربی ( قاف ق ) و نوزدهمین حرف از حروف الفبای عبری ( کوف ק ) است.
در اغلب گویش های زبان فارسی حرف ق ( قاف ) و غ ( غین ) متفاوت تلفظ می شوند اما در برخی گویش ها و لهجه ها این دو حرف یکسان تلفظ می شوند.
بیشتر واژه هایی که با همخوان /ق/ آغاز می شوند، ریشهٔ عربی دارد معرب هست در بعضی از واژه ها که از فارسی یا زبان های دیگر وارد زبان عربی شده و سپس دوباره وارد زبان فارسی شده است، همخوان ( صامت ) ابتدایی به �ق� تغییر کرده است. برای نمونه �قند� معرب �کند� و �قرمز� معرب �کرمست�. برخی دیگر از واژه های فارسی که همخوان غین در آن شنیده می شود به غلط با قاف نوشته شده است. مانند قباد، قشنگ، قالیچه و قلندر. بعضی از واژه های فارسی هم هستند که همخوان آغازین آن ها به �ق� تبدیل شده است. برای نمونه �قلک� که در اصل به صورت �کولک� و �غلک� رایج بوده است. حرف ق از حرف های عربی است طبق در کتاب فرهنگ واژه های اوستا این کلمه غ در این کتاب است.
لینک منبع. پایین قرار می دهم





شوگا
باره بند
باره بند
آغل کلمه ای تورکی است که به معنی شبگاه جهارپایان است دیوان الغات تورک
منبع. عکس فرهنگ ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورایی








آغل تغبیر شکل یافته واژه آبخور است و در گویش مردم ورامین به محل نگهداری بز و گوسفند آغل می گویند
آغل ترکی هست ریشه کلمه آغی هست به معنای تور و توری. به جایی که به صورت توری محصور شده و حیوانات نگهداری می شود آغل گفته می شود. آغل بدون سقف و سرپوش می باشد
زاغه
کمرا
آغوز، آغُز: ۱. [نخستین شیرِ ماده یِ تازه زاییده] شیرماک، ماک، شیرپاک، پَله، فَله، فُرش، فُرشه، زِهَک، روشه ۲. گونه - ای درختِ جنگلییه پرکاربرد
آغل:[اصطلاح دامپروری] محل توقف ونگهداری وپرورش گوسفندوبز، آغل نامیده می شود.
آغل گویش دیگر آخور و پارسی ست
در گویش مردم شهرستان زرند اِشا می باشد.
شوگا
آغل، آغیل: در هزارستان ( مناطق مرکزی افغانستان ) به دِه و قریه اطلاق می شود
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٨)