اعاده کردن


    restore

مترادف ها

restore (فعل)
ترمیم کردن، پس دادن، تعمیر کردن، اعاده دادن، به حال اول برگرداندن، اعاده کردن، مسترد داشتن، باز دادن

restitute (فعل)
غرامت دادن، پس دادن، به حال اول برگرداندن، اعاده کردن

پیشنهاد کاربران

نمونه ای از کاربرد کلمه در جمله:

در این زمان استراتژی استعماری بریتانیای کبیر، ایرانی با حکومت متمرکز بود که بتواند نظم را اعاده کند، بریتانیا را از دسترسی به نفت کشور مطمئن سازد و شوروی را در تنگنا بگذارد.
Restore, retrieve, regain
پس خواندن. [ پ َ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) خواندن کسی را که بازگردد. مراجعت خواستن از کسی. دعوت به بازگشت کردن.