برگرفتن یا به دست آوردن چیزی از چیز دیگر
استخراج کردن و گرفتن چیزی از چیز دیگر
به دست آوردنِ یک مفهوم از دلِ مفهوم دیگر
گرفتنِ چیزی که ریشه در چیز قبلی دارد
جدامد ( از پارسی انجمن )
اشتقاق مترادف استنتاج ، نتیجه گیری ، جستجو ، بهره برداری ، برگرفته ، نتیجه گیری شده، بدست آمده از
" دُورهم ": اشتقاق.
" دَرهم " :ترکیب.
اِشتِقاق
وَنداَفزایی ، وَندِش ، وَندانِش
فرامده= مشتق.
فرامدگی= اشتقاق
انشعاب، مجزا شده از گونه یا مفهومی دیگر
برگرفته ، مشتق شده ، اثر گرفته
اقتضاب