اشتقاق

/~eSteqAq/

    derivation
    provenance

فارسی به انگلیسی

اشتقاق پس رو
back-formation

اشتقاق یافتن
derive

مترادف ها

derivation (اسم)
اقتباس، استنتاج، اشتقاق، استخراج، استنساخ، سر چشمه

pedigree (اسم)
ریشه، تبار، دودمان، نژاد، اشتقاق، شجره نامه

پیشنهاد کاربران

برگرفتن یا به دست آوردن چیزی از چیز دیگر
استخراج کردن و گرفتن چیزی از چیز دیگر
به دست آوردنِ یک مفهوم از دلِ مفهوم دیگر
گرفتنِ چیزی که ریشه در چیز قبلی دارد
جدامد ( از پارسی انجمن )
اشتقاق مترادف استنتاج ، نتیجه گیری ، جستجو ، بهره برداری ، برگرفته ، نتیجه گیری شده، بدست آمده از
" دُورهم ": اشتقاق.
" دَرهم " :ترکیب.
اِشتِقاق
وَنداَفزایی ، وَندِش ، وَندانِش
فرامده= مشتق.
فرامدگی= اشتقاق
انشعاب، مجزا شده از گونه یا مفهومی دیگر
برگرفته ، مشتق شده ، اثر گرفته
اقتضاب