آسه، همانطور که در لغتنامه دهخدا آمده، به معنی "زمین آماده زراعت" است. این واژه نیز ، چنانچه در نمودار زیر نشان داده شده، ایرانی و از ریشه پیش هند و اروپایی ar بمعنی شخم زدن زمین است.
آسه بمعنی "محور" ریشه پیش هند و اروپایی دارد که در نمودار زیر نشان داده شده است. این واژه فارسی همریشه واژه انگلیسی axis به همین معنی است. واژه های دیگری از این ریشه از مسیر زبانهای ایرانی و اروپایی به فارسی رسیده که بعضی از آنها در نمودار زیر آمده است.
aasse:[آهسته]در گویش گوغر دگرگون شده همان واژه آهسته است. در فرهنگ ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورایی آمده واژه ی آهسته از ریشه ی حرف� آ� و وند معنادار � هست �و پسوند� ه � ساخته شده.
( آسه ) به چم ( محور ) :
اوستایی:ASHAYA
سانسکریت:AKSAS، AKSHAS
ارمنی: ANUT
یونانی: AXON
لاتین:AXIS
گوتیک و آلمانی کنونی:ACHSE
انگلیسی:AXIS، AXLE
( دگرگونی آوایی ش/س در زبانهای هندواروپایی رواگمند ( =رایج ) بوده است. )
معادل فارسی اکسون هست
آسه: محور, axe
در زبان لری بختیاری به معنی
اسه::هسته
اَسِّه = به لهجه ایل عرب خمسه استان فارس به معنی اَلآن و هم اکنون است.
اَسِّه اَقول لَک = هم اکنون به تو می گویم.
کوتاه شده ی: آهسته!
کُند، آروم، آهسته، یَواش - کم، اندک، قلیل
مثال: بارون آسه آسه می باره>>>> بارون نَم نَم می باره!
به فتح الف و تشدید س. هسته به گویش کازرونی. مانند اسّه رطب. ( ع. ش )