اگه نیم نگاهی به ترجمه لغت لاتین آن داشته باشیم باید بگیم خاک قیر!. مثل خاک گج. اما اگر به ماهیت این ماده نظر داشته باشیم باید برای آن معادل فارسی قیرماسه یا قیرماس گفت. اگر نگاهی به عملکرد آن داشته باشیم
... [مشاهده متن کامل] باید معادل زفتاب - zeftab - در نظر بگیریم چرا که زفت به معنی خسیس و ممسک و سخت و خشن باشد. و هر جاکه این ماده ریخته شود سخت و خشن خواهد شد و خسیس که نم پس نخواهد داد! لذا زفتاب برازنده خواهد بود. حال شما نظر بدهید که قیرماس بگوییم بهتر است یا زفتاب یا خاکقیر؟بنده قیرماس را ترجیح می دهم سپس زفتاب
تاجیک ها “موم فرش” می گویند
آسفات هرچند در لاتین نیز باش ( حضور ) دارد اما امیزی از 1 2 میباشد
1 - آس = آسی / آسان/ آسود ( آسودن / آسوده / آسایش و . . ) / آشیانه ( آسیانه ) / آسیا ( پهناور و صاف ) / آسیاب ( آبی که برای صاف و خرد و پودر و راحت و اسان کردن بکار میرفت ) و . . . .
... [مشاهده متن کامل]
2 - فالت = فلت / پلت / پلات / فلات که همگی به گستره و صفحه اشاره دارد
=> آسفالت = صفحه یا گستره ای که صاف و راحت است
مثلا در استراحت = است راحت => هستی و وجود و زندگی راحت داشتن اشاره شده است
واژه پلتفرم / فلترون نیز از دیگر گونه های آن است
فلات ایران از نمونه هاییست که پیشتر در ادبیات کشور روامند بود => آسفالت یک نام پرآواز در بیشتر کشور هاست که همگانی شده و ریشه یکسان با دیگر کشور ها وزبان ها دارد
خورنق. خورشید گیر. آفتاب گیر
مالَند
واژه آسفالت
معادل ابجد 572
تعداد حروف 6
تلفظ 'āsfālt
نقش دستوری اسم
ترکیب ( اسم ) [فرانسوی: asphalte]
مختصات ( اِ. )
آواشناسی 'AsfAlt
الگوی تکیه WS
شمارگان هجا 2
منبع فرهنگ فارسی عمید
فرهنگ فارسی معین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ واژه های سره
فرهنگ فارسی هوشیار
آسفالت: گَجف، گَجفه، گَژفه
پریتکس
Asphalt
دستگاهی برای هموار ساختن آسفالت و تسطیح جاده ها = غلتک
در پهلوی " گزپ " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
ترکیبی ازنفت برای بهبود کف خیابان ها
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)