عذاب، استنطاق، جستجو، تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
cross-question(اسم)
استنطاق، باز جویی، سوال به طریق استنطاق
پیشنهاد کاربران
استنطاق: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: گپکاوی gapkāvi ( خراسانی )
• اِسْتِنْطاق بر وزن صرفی اِسْتِفْعال: به نُطق واداشتن؛ از کسی سخن خواستن یا او را به پاسخ گویی واداشتن. • مُسْتَنْطِق بر وزن صرفی مُسْتَفْعِل: کسی که دیگری را به نُطق یا پاسخ دادن وامی دارد. ... [مشاهده متن کامل]
• مُسْتَنْطَق بر وزن صرفی مُسْتَفْعَل: کسی که از او نُطق یا پاسخ خواسته می شود، یا به سخن گفتن واداشته می شود.
یارغو
زبان یاب :استنطاقی. زبان یابی:استنطاق
بازپرسی، بازجویی، تحقیق، سین جیم
استدلال منطقی
باز پرسی
به خط نشاندن مثل: وی را به خط نشاندند که چرا این دروغ را گفتهاست.