درباره ریشه شناسی واژه �استقلال� بازنویسی کرد و منابع معتبر کتابی را در انتها قرار داد تا هم نظم علمی داشته باشد و هم از منابع صرفاً عمومی فاصله بگیرد:
- - -
ریشه شناسی واژه �استقلال�
... [مشاهده متن کامل]
۱. معنای واژه در فارسی نوین
واژه �استقلال� در فارسی نوین به معنای �رهایی از وابستگی� یا �خودمختاری� به کار می رود.
این واژه به شکل ترکیبی از ریشه های �است� ( به معنای �بودن� ) و �قلال� ( به معنای �رهایی� یا �آزادی� ) تحلیل شده است، اما این ترکیب بیشتر یک توضیح معنایی است و در متون تاریخی رسمی به این شکل ظاهر نمی شود. واژه �استقلال� و مشتقات آن به صورت مستقل وارد فارسی شده و معنای خودمختاری سیاسی و اجتماعی یافته است.
- - -
۲. مفاهیم مشابه در زبان های باستانی هندو - ایرانی
۲. ۱ سانسکریت
واژه: svatantra ( स्वतंत्र )
معنی: �خودمختار�، �آزاد�
ریشه: sva = خود، tantra = قانون، شیوه عمل، ابزار
توضیح: این واژه در متون هندو به معنای اختیار شخصی و استقلال فردی یا اجتماعی به کار رفته است.
منابع:
Monier - Williams, A Sanskrit - English Dictionary, Oxford University Press, 1899.
Macdonell, A Sanskrit Grammar for Students, 1910.
- - -
۲. ۲ اوستایی
واژه: aša
معنی: �راستی�، �درستی�، �نظم درست�
توضیح: در نظام فکری زرتشتی، مفهوم درستی و نظم طبیعی به معنای اختیار اخلاقی و استقلال فردی نیز مرتبط است.
منابع:
Darmesteter, The Zend - Avesta, Oxford University Press, 1892.
Humbach, The Gathas of Zarathustra and the Other Old Avestan Texts, 1991.
- - -
۲. ۳ پارسی باستان و پهلوی
در پارسی باستان، مفاهیم خودمختاری و اختیار با واژه هایی مانند xšaθra ( قدرت، فرمانروایی ) بیان می شده است.
در پهلوی، واژه هایی مانند hrōh xwadāy ( خودکامی، خودفرمانی ) برای توصیف استقلال سیاسی و اجتماعی کاربرد داشته اند.
منابع:
Bartholomae, Altiranisches W�rterbuch, 1904.
Hinz, Altiranisches Sprachgut der mitteliranischen Zeit, 1975.
Kellens, Encyclopaedia Iranica, مقالات مرتبط با پهلوی و مفهوم xšaθra.
Schmitt, Die altpersischen Inschriften, 2000.
- - -
۳. جمع بندی
واژه �استقلال� در فارسی نوین مفهومی است که از لحاظ تاریخی و زبانی می توان ریشه های مشابه آن را در زبان های باستانی هندو - ایرانی پیدا کرد. از سانسکریت ( svatantra ) تا اوستایی ( aša ) و پارسی باستان و پهلوی ( xšaθra، hrōh xwadāy ) ، همگی دلالت بر خودمختاری، اختیار و استقلال اخلاقی یا سیاسی دارند. این تحلیل فراتر از فرهنگ های عمومی مانند دهخدا و معین است و به منابع علمی و متون اصلی رجوع کرده است.
- - -
" خودرسان ":استقلال. در سرمایه شناسی.
خود وابسته هم معنی استقلال میده
سر پی خو ( سر پای خود ایستادن ) هم به معنی استقلال و مستقل رو میده
در لری میشه آزادی و سر سی خو ( کسی که سر خود عمل کند )
جُدآستگی
حریف پرسپولیس
" اِیلمانِی ":استقلال.
" اِیلِمان " :استقلال.
استقلال ؛ ریشه ی اصلی این کلیدواژه کلمه ی قله به معنی حرکت و رفتن و اوج گرفتن می باشد. از کلمه ی قله دو کلمه ی متضاد قلال و قلیل با توجه به ذات آوایی دو حرف ( آ ی ) در ساختمان کلمات به معنی حرکت به سمت سربالا و حرکت به سمت سرازیر دارای معنا و مفهوم می باشد مثل دو کلمه ی قیل و قال یا دو کلمه ی زیگ زاگ یا تیک تاک و . . .
... [مشاهده متن کامل]
کلمه ی استقلال بر وزن استفعال به معنی طلب و درخواست اوج گرفتن برای رفتن به سمت قُلّه و رسیدن به عزت ، رهایی از اسارت، درخواست فرصت برای تفکر تحقیق و خودسازی، تولید کننده بودن ، مصرف کننده نبودن ، استفاده نکردن از پسماندهای فکری و محصولات مستعمل و قدیمی و صنعتی دیگران ، عارق مستی جاهلان را نفس نکشیدن و استفراغ مستکبران را تناول نکردن و . . .
غالب این کلمه بر وزن استفعال ایجاد شده است.
در این وزن:
- **استفعال**: برای ساختن افعالی که به معنای درخواست، جستجو، یا تلاش برای انجام چیزی هستند، به کار می رود.
مثال هایی از افعال در وزن استفعال:
- **استغفار** ( استغفَرَ ) به معنی "طلب آمرزش کردن"
- **استعلام** ( استعلَمَ ) به معنی "درخواست اطلاعات کردن"
- **استقرا** ( استقرَأَ ) به معنی "خواندن کامل" یا "بازخوانی"
- **استغاثه** ( استغاثَ ) به معنی "کمک خواستن"
- **استخراج** درخواست برای خارج کردن چیزی
این وزن معمولاً برای بیان درخواست یا جستجو در انجام یک عمل خاص استفاده می شود.
ذات حرف ( آ ) در کلمه ی استقلال یک ذات تعالی بخش و رو به سمت قُلّه رفتن را ایجاد می کند.
متضاد کلمه ی استقلال کلمه ی قلیل می باشد که ذات حرف ( ی ) در کلمات یک ذات سرازیر گونه و کوچک شونده را ایجاد می کند مثل زیگ زاگ.
در کلمه ی استقلال و قلیل اصطلاح زیگ زاگ کلیدواژه ی زاگرس به مفهوم سخت و زمخت و راست شده قابل مشاهده است.
یا اصطلاح قیل و قال کردن مفهوم صدای پست و بلند را نشان می دهد.
یا اصطلاح دریل به مفهوم حفر کردن مفهوم خالی شدن را در ذات حرف ( ی ) نمایان می کند
مستقل = خود پای
استقلال =خود پایی
ریشه این واژه قل است که با قله یا کله و کلاه هم هم خانواده است یعنی این واژه ریشه ایرانی دارد که عربی نما شده است ، دست کم هفتاد درصد واژه های عربی ، ریشه ایرانی دارند .
استقلال= خودبستگی، فرابستگی
استقلال: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست:
سَرازا ( کردی: سرازایی sarāzāi )
چاندی cāndi ( بلوچی )
رژکریاک režkaryāk ( سغدی )
اِستِقلال
نابَستِگی ، ناوابَستِگی
ناویختگی ، ناویزِشی
《 ناویختِگی : آویخته یا به گفته ی آمیانه آویزان کَسی نبودن》
واژه استقلال
معادل ابجد 622
تعداد حروف 7
تلفظ 'esteqlāl
نقش دستوری اسم
ترکیب ( اسم مصدر ) [عربی]
مختصات ( اِ تِ ) [ ع . ] ( مص ل . )
آواشناسی 'esteqlAl
الگوی تکیه WWS
شمارگان هجا 3
منبع فرهنگ فارسی معین
واژگان مترادف و متضاد
مستقل بودن، داشتن حق انتخاب و آزادی
Independence
خود رای.
خود انگار.
خود اندیشه.
پیشنهاد واژه :
به جایِ دو واژه یِ " مستقل" و " استقلال" می توان از واژگانِ زیر بهره گرفت:
1 - خودایستا
به جایِ واژه یِ " مستقل"، می توان از واژه یِ " خودایستا" بهره گرفت؛ " خودایستا" برابر با واژه یِ "selbstst�ndig " در زبانِ آلمانی می باشد.
... [مشاهده متن کامل]
2 - خودایستایی
به جایِ واژه یِ " استقلال" می توان از واژه یِ " خودایستایی" بهره گرفت؛ "خودایستایی" برابر با واژه یِ " Selbstst�ndigkeit " در زبانِ آلمانی می باشد.
کسی و چیزی که روی پای خود می ایستد
متکی به خود
وابسته به خود
متعلق به خود
بدون تعلق به دیگران
آن کسی که می میرد ز بی آبی ولی با خفت و خاری پی شبنم نمی گردد
وابستگی به خود
خوداتکایی ، داشتن آزادی اندیشه و اجرا کردن آزاد آن بدون صدمه و زیان به منافع فردی و گروهی و جمعی ، حق تصمیم گیری دولت ها بدون مداخله ی دولت های بیگانه استقلال انواعی دارد به مانند استقلال سیاسی ، استقلال اقتصادی ، استقلال نظامی ، استقلال فرهنگی
... [مشاهده متن کامل]
درواقع استقلال در معنی عام ، تصمیم گیری و اعمال آن بدون فشار و سلطه از بیرون
استقلال و آزادگی#وابستگی و بندگی و بستگی
مستقل و آزاد#وابسته وبنده و بسته
خودگردان
وارستگی
مترادف استقلال: آزادی، خودمختاری
متضاد استقلال: وابستگی
برابر پارسی: آزادسری، خودایستایی، خودسالاری، خودسری
خویش سالارگی:استقلال
خویش سالار:مستقل
پیشنهاد من این است که از این واژگان پارسی زیبا بهره ببرید.
آزادی |:
مستقل بودن
ازادی سربلند
استقلال
استقلال گروهی است که مسابقه ی فوتبال میدهند
استقلال:آزادی
معنی استقلال
فروغ
داغ
معنی آزادی ، خودمختاری
متظاد وابستگی
برابر پارسی آزار سری ، خود استیایی و. . . .
رهایی
معنی آزادی، خود مختاری
متضاد وابستگی
استقلال به معنی آزادی می باشد . همچنین استقلال یکی از باشگاه های فوتبال در ایران است.
واژگان آزادکامی و خودگردانی و خودسالاری واژگان زیبنده استقلال هستند
ازادی. روی پای خودایستادن.
استقلال ( تاج سابق ) با قدمت ترین و پرافتخار ترین تیم ایران و سومین تیم پر افتخار آسیاست .
در کارنامه ی این تیم بزرگ دو نایب قهرمانی آسیا و دو قهرمانی آسیا دیده می شود .
این تیم در تاریخ 26 ساله ی خود بزرگانی چون ناصرخان حجازی و منصور خان پور حیدری داشته است .
... [مشاهده متن کامل]
موسس این تیم تیمسار خسروانی است
خودگردانی
free will
خود مختار بودن
1. یک تیم در لیگ برتر ایران
2. آزادی
3. آزاد شدن، رستن
رو پای خودت بودن
به خود متکی بودن _وابسه نبودن
به آزادی کاری کردن . وابسته نبودن
تیم استقلال: بزرگیم چون اصالت داریم
خود بسندگی
استقلال تیمی با قدمت زیاد که قبل از انقلاب با نام تاج شناخته می شد وپر افتخارترین تیم ایران به حساب می آید
ازادی خودستایی وابسته نبودن مستقل بودن
استقلال. . . سرور پرسپولیسه و. . .
خودپا
تیم استقلال ایران
یک تیم جهانی و بین المللی
داری چندین دوره قهرمانی آسیا
یعنی صلح یعنی پایندگی یعنی آزادگی یعنی پیروز با گزشت و . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
وابسته نبودن
ازادی
به خارجی
آزاد شده
در پارسی " رهش " از بن رهیدن به معنای رها شدن ، آزاد شدن ، رستن.
آزادی
مینویسم برفرازاسمان
استقلال آبی ترین عشق جهان
همه با هم شعار دهیم
1 2 3 kel galehاستقلال لاله به لاله
پیروزی گلدون لاله
می زنیم ما کل و گاله
تو برو به اوج قله
خون تو رگهای ما همش آبیه
رنگ خون رنگ گلای نابیه
ما کاشتیم تو گلدونش
... [مشاهده متن کامل]
چقدر عالیه
کل ::فریاد زن های لر بختیاری در عروسی و جشن
گاله::فریاد شادی مردان لر بختیاری
در پیروزی ها در جنگ. در عروسی
آبیه::خون از آب تشکیل شده و رنگ
آب هم آبی
باشگاه فوتبال استقلال تهران یک باشگاه فوتبال ایرانی است که سال ۱۳۲۴ در شهر تهران ، پایتخت ایران بنیانگذاری شده است. استقلال پیش از انقلاب تاج نام داشت.
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٦٢)