کسی رابااساربستن، بادوال بستن، دربندکردن، دربندانداختن
۱ - ( مصدر ) برده کردن برده گرفتن . ۲ - ( اسم ) بردگی . توضیح در عربی ( اساره ) بمعنی راندن و بستن آمده و بمعنی برده کردن و بردگی در عربی ( اسار ) مستعمل است . یا به اسارت افتادن . اسیر شدن دستگیر شدن برده و بنده شدن یا به اسارت بردن . برده کردن . یا بقید اسارت در آوردن . اسیر کردن کسی را برده و اسیر کردن . یا تحت اسارت گرفتن . کسی را به اسیری و بردگی در آوردن .
... [مشاهده متن کامل]
منبع. فرهنگ فارسی
اسارت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست:
نیامس nyāmas ( سغدی: niyams )
ویشتی viŝti ( سنسکریت )
اسیر کردن = دربند کردن
به اسارت گرفتند = دربند کردند
اسرا = دربندان
"بند"
باید که از اسارت خویشتن گریخت.
باید که از بند خویشتن گریخت.
دربند= اسیر
in bondage
مخالف اسارت : زندانی
معنی اسارت : رهایی .
اسیر افتادن ؛ اسیر شدن. ( یادداشت بخط مؤلف ) .
در دست کسی اسیر بودن
اِسارت:
اسیری:
اسارت به کسر اول، در عربی به معنای" بستن" است، اما در فارسی به معنای" وضع یا حالت کسی که اسیر است" به کار می رود و اشکالی ندارد. برای بیان این معنی در عربی اِسار و اَسْر می گویند که امروزه دیگر در فارسی متداول نیست. در متون قدیم فارسی اسیری آمده که امروزه نیز کم و بیش متداول است. عاشقی همه اسیری است و معشوقی همه امیری" ( سوانح )
... [مشاهده متن کامل]
( غلط ننویسیم ، ابوالحسن نجفی ، چاپ نهم ۱۳۷۸ ص ۲۱. )
معنی :اسیری
متضاد: رهایی
اسیری، اقتناص، حبس، زندانی، قید، گرفتاری، بردگی
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)