الت، وسیله، اندام، عضو، ارغنون، عضو بدن، ارگان، ارگ
مترادف ها
پیشنهاد کاربران
واژه اُرگان از یک ریشه پیش هند و اروپایی است werg به معنی کار کردن. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده این واژه در مسیرش به زبان فارسی اول در زبان یونانی مفهومش به ابزار یا عامل انجام کار عوض شد و سپس در زبان لاتین به اعضای بدن انسان و حیوان اطلاق شد ( قرن پانزدهم ) و بالاخره پس از عبور از زبان فرانسه به فارسی رسید.
... [مشاهده متن کامل]
از این ریشه پیش هند و اروپایی واژه های دیگری نیز از مسیر زبانهای ایرانی ( اوستایی، پارسی باستان، غیره ) به فارسی آمده مانند بَرز, برزه گاو, ورج, ورز, ورزاو, ورزش, ورزیدن که علی الرغم عبور از مسیر های متفاوت همگی با واژه اُرگان همریشه هستند.


... [مشاهده متن کامل]
از این ریشه پیش هند و اروپایی واژه های دیگری نیز از مسیر زبانهای ایرانی ( اوستایی، پارسی باستان، غیره ) به فارسی آمده مانند بَرز, برزه گاو, ورج, ورز, ورزاو, ورزش, ورزیدن که علی الرغم عبور از مسیر های متفاوت همگی با واژه اُرگان همریشه هستند.


ارگان: 1 - اندام ( هریک از بخش های متمایز در پیکر موجود زنده که کار یا کارهای ویژهای انجام میدهد ) [فرهنگستان] 2 - ترجمان ( نشریهای که بیانکنندۀ اندیشهها و دیدگاه های یک سازمان یا حزب خاص باشد ) [فرهنگستان] 3 - نهاد، سازمان
فرانسوی یا انگلیسی بودنش از کجا معلوم میشه؟
نهاد، سازمان
نهاد ، هموند ، هندام.
( ارّگان ) شهر. شهرکی است خرم میان سینیز و ارگان. ( حدودالعالم ص 133 )
( organe ) الف ـ بنیادی که برای انجام دادن کار مشخصی تأسیس شده است. ب ـ مکانیسم.