اروپا
( ارب ) در زبان آشوری کهن به معنای تاریکی بوده چون مردمان آشور باستان سرزمین هایی در مکان غروب آفتاب قرار داشت را اِرب می گفتند ارب به اُروبا تبدیل شد و در گذر زمان به اروپا موسوم گردید
رضاضَحاکی راحت
دبیر تاریخ و ادبیات
در حال حاضر،
اروپا شده: روپا، البته از قبل روباه بوده، همچنان که روباه پیر اصطلاحی است که برای توصیف انگلیس استفاده می شود.
اروپایی شده: روپایی، البته از قبل ، اروپایی روباهی بوده چون اروپایی مثل روباه، مکار و فریبکار است.
... [مشاهده متن کامل]
اروپایی ها شده: روپایی ها، البته از قبل روباهی ها بودند.
آمریکا و ترامپ، اروپا را روپا می زنند یعنی اروپایی، شده روپایی.
اروپا در لغت بمعنی "غروب گاه" یا سرزمینی که خورشید در آن غروب میکند و چنانچه در نمودار زیر نشان داده شده از یک ریشه اکدی میباشد بمعنی فرو رفتن
اروپا با حروف لاتین به شکل های Europa با تلفظ اَوی روپا و Europe با تلفظ یِروپ و Avropa با تلفظ آوروپا به ترتیب به زبان های آلمانی، انگلیسی و ترکی کشور ترکیه . پیشوند Eu با تلفظ اَوی در زبان فارسی قدیم به معنای او یا آن بوده ( و یا مال او یا آن ) و ro با تلفظ رو به معنای روی، رُخ، رُخسار، سیما یا چهره و پا به معنای پا.
... [مشاهده متن کامل]
لذا نام آن سرزمین یا قاره در اصل و ریشه و به زبان فارسی به معنای زیر بوده : او روی پا ( یعنی او روی پا ایستاده است ) .
پیشوند Av ( یا Au ) با تلفظ آو به زبان قوم ماد و کردهای امروز ایران معادل آب به زبان قوم پارس بوده. لذا آوروپا در اصل و ریشه ( کردی - فارسی ) به معنای آب روی پا و به زبان نمادین و سمبلیک به معنای غنی از لحاظ بارندگی و منابع زیر زمینی آب.
پسوند pe به زبان انگلیسی : پ ( p ) حروف اول واژه ی پَی به زبان فارسی بوده با دو معنا؛ یکی بصورت خبری و امری به معنای پوینده یا جوینده، بپوی یا بجوی و دیگری به معنای ریشه، اصل ، پایه، بنیاد یا اساس و حرف e معادل عدد ۵ در ردیف حروف الفبای لاتین.
لذا Europe بصورت uro 55 با تلفظ او رو ۵۵ در پشت پرده ی ظاهر لفظی، لغوی، واژه ای ، مفهومی یا کلمه ای خود به روش بازی کابالا حامل رمز عددی یا کُد انسانی یعنی عدد ۱۰ بوده است.
او دارای ۱۰ تا رو ؛ روی، رُخ، رخسار، سیما یا چهره میباشد. یکی عینی، واقعی، تجربی ، بیو فیزیوشیمیایی در این بخش ناچیز فیزیکی و نُه تا در بخش وسیع غیبی، مجازی، غیر تجربی، نفسانی یا منی، برزخی یا متافیزیکی در پشت پرده ی ضخیم و نفوذ ناپذیر همین دنیای فیزیکی.
یا او روی ۱۰ تا ریشه، اصل، پی، پایه، بنیاد یا ستون استوار گردیده؛ پنج تا مردانه و پنج تا زنانه ( منظور هرکدام از مردان و زنان آن سرزمین ) .
و یا او پوینده و جوینده ی ریشه ها، اصل ها، پی ها یا پایه های دهگانه ی ملکوتی یا آسمانی خاص و ویژه ی خویش میباشد و یا به زبان امری، خموش و گویا به مردمان سرزمین های دیگر هم میگوید که ۱۰ های آسمانی خود را بجویند.
When the guns of Waterloo fell silent, the great chessboard on which scores of battles had just taken place came to symbolize a moral unity among nations. Under the leadership ofRussian Emperor Alexander I and the patronage of the Holy Alliance, Europe was about to become the United States of the Old World, a new unity that, despite many striking diversities, had a common literary tradition.
... [مشاهده متن کامل] مردم شمال و شرق اروپا همان تورانیان هستند که به آنجا مهاجرت نموده و با اقوام بومی اروپا آمیخته شدند و حنوب و غرب آن روم ( سئی روم در اوستا، سلم و سرمت در شاهنامه ) هستند زبان های اسلاو و ژرمن از زبان های هند و اروپایی هستند و از آسیای میانه ( خوارزم، ایرانویچ ) به اروپا رفته و با بومیان اروپا درآمیختند ولی زبانشان غالب گردیده. همانگونه که ایرانیان آمیخته ای از اقوام پیشا آریایی ( ایلامی، کاسپی و. . . ) با اقوام آریایی ( سکا و پارس ) هستند که زبان پارسی و آریایی غالب گشته.
... [مشاهده متن کامل]
اروپا:توران نو
قاره اروپا مثل قاره آفریقا که به معنی قاره تفریق شده معنی دارد قاره اروپا نیز به مفهوم عروپ و عروف و معروف به مفهوم قاره معروف و شناخته شده مفهوم می رساند. که حرف پ ف قابل تبدیل شدن به همدیگر در دایره واژگان می باشند.
... [مشاهده متن کامل]
قارّه ؛ مَقَرِّ و قرارگاه به قِر اُفتاده به گردش افتاده، گرایش به گردش و گردیدن و به حرکت افتادن. مرتبط با کلمه ی چرخ گاری یا چرخ قرقره. ارتباط قارّه مَقَر و قرارگاه مانند پاره مَفَر و فرارگاه.
اصطلاح بَحر و بَر نیز که به دریا و خشکی به ما رسیده است در اینجا بَر به مفهوم برآمده یا وَر آمده وَرز آمده و ورزیده شده می باشد. و مرتبط با کلمه ورزش هموار دشوار دیوار بار نیز می باشد.
اور یک واژه پهلوی به معنای آتش/نور/خورشید.
اوروپا به معنای بالاتر از خورشید.
درود ، آمیزه ای از آنچه جناب بابادی و فرتاش نوشته اند به معنا نزدیک تر می آیند هر دو به گونه ای به آب اشاره دارند ، پژوهش بر روی نام تخمه اروپا من را به این سو کشاند تا روی نام سکائی اروپه و اروپا که در
... [مشاهده متن کامل] بین نامهای دیگر نام یکی از قمرهای یخ بسته مشتری است و آنچه دوستان نوشته اند بهترین گدازه را در سرشت یکی از شاهان شاهنامه داشته باشم، با سپاس از نگاه فرزانگان
فرنگ
معنی اروپا. همان قاره سبز در روی زمین است اما در ایران باستان به سرزمینی که آب های زیاد دارد گویند. خود واژه اروپا در زبان هند و اروپایی ( نژاد مردمان آریایی ) بارها به گونه های مختلف تکرار شده و حتی امروزه
... [مشاهده متن کامل] نیز در بختیاری نیز متداول هست. اروپا از سه ریشه ی ( او ) به معنی آب ، ( رو ) به چم رودخانه و پیه گرفته شده. در ایران باستان پیه به چم بزرگ و زیادت آمده. ( رو ) نیز مخفف رودخانه هستش در بختیاری هنوز رودخانه روان را ( رو ) گویند در لاتین River که همان ( رو ) روان و رونده می باشد. . . ( او ) هم که معنی آب را می دهد و روی هم ( او رو پیه ) بوده که به مرور اروپا شده. در قاره اروپا رودخانه های بیشماری روان هست. متاسفانه به اشتباه واژه اروپا را به زبان سامی نسبت داده اند که هیچ گونه تناسبی ندارد. ( شهریار بابادی نیاکان )
اروپا یک واژه پارسی است.
ریخت درست ( اور پا )
( اور ) دگر ریخت ( هور )
واژه اورپا از دو بخش هور ( خورشید ) و پا ( پایین ) ساخته شده است و به معنی سرزمین پایین رفتن خورشید میباشد.
... [مشاهده متن کامل]
واژه اروپا با واژگان دیگری مانند اربایه ( اَربستان )
حلب، چلب، غرب، سِرب ( سربستان ) و. . . هم ریشه است که همگی در غرب ایران جای دارند و از آنجایی که اروپا در غرب ایران جای دارد در می یابیم ایرانیان این نام را روی آن نهاده اند.
پَسگشت ( =مرجع ) : برگه 32 از نبیگِ ( ریشه شناسی واژگان شیرین ایرانی ) نوشته مجید قدیمی ( نوبت چاپ:یکم1401 ) .
نام کوچک ترین قاره ی کره ی زمین "نیوزلند یا زولاندنو" است، نه اروپا
دیدگاه من درباره واژه اروپا:
واژه ( اروپا ) با واژگانِ ( اورویاپَ، اورواپَ ) در زبان اوستایی همریشه می باشد که از دوبخشِ ( اورو ( ی ) ) و ( آپَ ) ساخته شده است که ( آپَ ) در زبان اوستایی همان ( آب ) در پارسی کنونی می باشد. ( اورو ) در زبان اوستایی به چمِ ( بزرگ، دراز ) ، ( اوروثَ ) به چمِ ( افزایش، افزون، رویش ) است که با واژه ( روئیدن ) به چمِ ( رشدونمو کردن، بالیدن ) همریشه می باشد و از همه مهمتر، واژه یِ ( اوروَ ) در زبان اوستایی به چمِ ( پهن، گسترده ) می باشد ( نام باستانی شهر کابل در افغانستان هم هست ) .
... [مشاهده متن کامل]
چنانکه در رویه هایِ 293 و 302 از نبیگِ ( فرهنگ واژه های اوستا ) آمده است:
نام کوچک ترین از قاره ی کره ی زمین است
نام یک قاره
اروپی=روباه
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٨)