دندانخان. [ دَ خا ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) لحی. دو استخوان زیر و زبر دهان که دندانها برآن روید. آرواره. ( ذخیره خوارزمشاهی ) ( دهخدا ) .
در پارسی میانه: ایروارَک
منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
منبع. کتاب فرهنگ ریشه های هند و اروپایی زبان فارسی دکتر منوچهر آریان پور کاشانی
سق
فَک بالایی وزیرین دهان
خشنودی
فکر نکنید که فُکه ها! فَک هست
فک
آرواره : تحریف اره واره به معنای چیز شبیه اره بوده است این کلمه را در پهلوی ایروارُگ تلفظ می کرده اند.
اَروارَه در گویش یزدی همان آرواره ( استخوان فَک ) است
جزوی از صورت ( فک )
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)