واژه اَرمنده ( بر وزن شَرمنده ) بمعنی ساکت و آرام است که از زبان اوستایی و پارسی میانه به فارسی رسیده است.
گه اَرمنده ای و گه ارغنده ای
گه آشفته ای و گه آهسته ای
( رودکی )


گه اَرمنده ای و گه ارغنده ای
گه آشفته ای و گه آهسته ای
( رودکی )


اَرمَنْده: ریختی است از" آرَمنده " به معنی آرام و آسوده
”چو بیدار باشی تو، خواب آیدم؛
چو ارْمَنده باشی، شتاب آیدم. “
دکتر کزازی در مورد این واژه می نویسد: ” ریخت پهلوی آن رامندگ ramēndag می توانسته است بود. " ارمنده"، در کاربرد و معنی، وارونه ی" اَرْغَنده " است، به معنی ناآرام و خشماگین؛“
... [مشاهده متن کامل]
نامه ی باستان ، ج ۳ ، داستان سیاوش ، دکتر کزازی ۱۳۸۴، ص ۲۹٠.
”چو بیدار باشی تو، خواب آیدم؛
چو ارْمَنده باشی، شتاب آیدم. “
دکتر کزازی در مورد این واژه می نویسد: ” ریخت پهلوی آن رامندگ ramēndag می توانسته است بود. " ارمنده"، در کاربرد و معنی، وارونه ی" اَرْغَنده " است، به معنی ناآرام و خشماگین؛“
... [مشاهده متن کامل]
نامه ی باستان ، ج ۳ ، داستان سیاوش ، دکتر کزازی ۱۳۸۴، ص ۲۹٠.