می توان از پسوند "ا" بهره ببریم. پسوند ا همانگونه که در گرما، دما، درازا. . . دیده می شود، تراز آن چیز پیش از خودش را نشان می دهد. ما می خواهیم واژه ای بسازیم که تراز بلندی را نشان دهد. می توان واژه بلندا را ساخت که می شود برابر ارتفاع.
ارتفاع برای ارتفاع معانی زیاد گفته شده است ولی در اصل ارتفاع به معنای ( برداشت محصول ) است
واژه ارتفاع
معادل ابجد 752
تعداد حروف 6
تلفظ 'ertefā'
نقش دستوری اسم
ترکیب ( اسم ) [عربی]
مختصات ( ~. گِ رِ تَ ) [ ع - فا. ] ( مص ل . )
آواشناسی 'ertefA'
الگوی تکیه WWS
شمارگان هجا 3
منبع لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی عمید
فرهنگ فارسی معین
فرهنگ واژه های سره
ارتفاع: بلندا، بلندنا
🇮🇷 همتای پارسی: بلندا 🇮🇷
سود
" نه به توقع جامگی و اقطاع و نه به انتظار دخل و ارتفاع و این نوع بهترین رسوم است".
تاریخ جهانگشای جوینی
درازا
🇮🇷 واژه ی برنهاده: بلندا 🇮🇷
بجای واژه ارتفاع میتوانیم از بلندی استفاده کنیم: عقاب در ارتفاع ۴۰۰۰ متر پرواز میکنید، عقاب در بلندای ۴۰۰۰ متر پرواز میکند
فرازا - بلندا
ارتفاع از پایین یک ساختمان تا بالای ساختمان
ارتفاع به معنای خراج و عایدات مملکت هم به کار گرفته میشود
در اصطلاح منطقیون: تکذیب، نادرست دانستن.
مثال: ارتفاع نقیضین محال است. ( تکذیب کردن و نادرست دانستن دو جمله ی متناقض محال است )
بالِست و مَسای در زبان پهلوی
از بین رفتن ، ارتفاع وسایط یعنی از بین رفتن واسطه ها
بلندا، اوج، بالا، بلندی، رفعت، فراز
ارتفاع: غرض فاصله ی ستاره است که با آلات ارتفاع در اسطرلاب اندازه گیری می شود و بر پشت حجره ی اسطرلاب بر عضاده می بندند و از آن جمله است شظیه ی ارتفاع و ثقبه ی ارتفاع.
هست بیرون از ین به رای و قیاس
... [مشاهده متن کامل]
رصد انگیز و ارتفاع شناس
یعنی : علاوه براین از نظر اندیشه و استدلال نیز منجم و ستاره شناس است.
هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص۴۴۳.
بلندی
فاصله از کف چیزی به بالا
( برعکس عمق:فاصله از سطح )
بلندا
قد
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢١)