اجیل

/~Ajil/

    confections
    nuts
    dried fruit
    dried nuts or seeds

فارسی به انگلیسی

اجیل اچار
nuts or seeds seasoned with vineegar

اجیل فروش
confectioner

اجیل فروشی
confectionery

اجیل مغز گردو و بادام و شکلات
gorp

مترادف ها

nuts (اسم)
اجیل، آجیل

nut (اسم)
مهره، سرپیچ، جوز، اجیل، چرخ دنده ساعت

پیشنهاد کاربران

تنقلات، خشکبار، شب چره
واژه ها در عربی طبق لغت نامه دهخدا
اشتباه پایین اشاره آجیل در عربی نیست این واژه اَجیل و اُجیل هست
اجیل. [ اَ ] ( ع ص ، اِ ) آنکه پس ماند. آنکه درنگ کند. پس ماننده. درنگ کننده. ( منتهی الارب ) . مقابل عجول. || آب فراهم شده در کولاب. ( منتهی الارب ) . || گل و لای که جمع کرده میشود گرداگرد درخت خرما. ( منتهی الارب ) . ج ، اُجل.
...
[مشاهده متن کامل]

اجیل. [ اُ ج َ ] ( اِخ ) پدر عمر و عثمان و این هر دو برادر محدّث بوده اند. ( منتهی الارب ) .
اجیل. [ اُ ج َ ] ( اِخ ) پدر ناعم تابعی مولای ام سلمه. ( منتهی الارب ) .

واژه ها در فارسی طبق لغت نامه دهخدا
واژه آجیل در زبان خیلی با واژه آجیل فرق چون در فارسی از
ریشه ی آچار ولی عربی ریشه ی این واژه فرق داره
واژه ( آجیل ) آجیل. ( اِ ) خشک میوه. مجموع پسته ، بادام ، نخود، فندق ، تخمه کدو و تخمه هندوانه تف داده و نمک زده یا آچارده. || نقل ، مزه و توسعاً هر نعمت و فائده که از کسی بدیگری رسد از خوراک و پوشاک و نقدینه.
...
[مشاهده متن کامل]

- آجیل مشکل گشا ؛ خشک میوه ها باشد که زنان بنذر بخشند برآمدن حاجتی را.

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
واژه ی آجیل از ریشه ی واژه ی آچار فارسی هست.
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
...
[مشاهده متن کامل]

زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

اجیلاجیلاجیلاجیلاجیلاجیل
منابع• https://archive.org/details/1_20221023_20221023_1515
درباره ی واژه ی �آجیل� و ریشه ی آن، توضیحاتی که دادید جالب هستند، اما بیایید بر اساس منابع زبان شناسی و فرهنگ های معتبر فارسی بررسی کنیم:
- - -
✅ ریشه شناسی واژه ی �آجیل� از نظر منابع معتبر:
...
[مشاهده متن کامل]

1. دهخدا:
> آجیل = خشکبار. میوه های خشک مانند بادام، پسته، فندق، کشمش و …
ریشه اش از ترکی یا عربی دانسته نشده، بلکه واژه ای نوساخت فارسی دانسته شده است.
2. فرهنگ معین:
> آجیل: مخلوطی از میوه های خشک مانند پسته، بادام، کشمش و. . .
توضیحی درباره ی ریشه ی ترکی آن نیامده، اما به عنوان یک واژه ی پذیرفته شده در فارسی یاد شده است.
3. فرهنگ واژه های دخیل در زبان فارسی – استاد مجید تفرشی / علی اشرف صادقی: در این منابع، واژه ی "آجیل" به عنوان واژه ای فارسی شده معرفی شده ولی صراحتی در ریشه ی ترکی آن دیده نمی شود.
4. فرهنگ نویسان ترک زبان ( مثل فرهنگ لغت ترکی - فارسی آذربایجانی ) : واژه ی "آچیل" ( a�ıl ) در ترکی به معنای �باز شو� یا �باز شدن� وجود دارد.
در گویش ترکی آذری، "آچیل" → "بگشا" یا "گشوده شو" معنا می دهد، و از این منظر ممکن است این باور یا داستان عامیانه در مورد �آچیل� → �آجیل� از طریق تلفظ و تغییر واجی ( چ > ج ) شکل گرفته باشد.
- - -
✅ تحلیل زبان شناختی:
تبدیل واجی چ → ج در بسیاری از واژه های ترکی واردشده به فارسی دیده می شود. مثال:
"چاوش" → "جاوش"
"چاکماق" → "جاکماق"
بنابراین فرضیه ای که می گوید �آچیل� به معنای �باز شو� در ترکی بوده و به شکل �آجیل� درآمده، از نظر واج شناسی ممکن و قابل بررسی است، ولی هنوز در منابع رسمی و آکادمیک زبان شناسی فارسی ثبت نشده است.
- - -
✅ داستان �آجیل مشکل گشا� در فرهنگ مردم:
در برخی منابع مردم نگاری آمده که:
در دوران قاجار و پیش از آن، مردم برای حل مشکلات و حاجت، آجیل یا میوه های خشک را به نیت تقسیم می کردند.
به این رسم، �آجیل مشکل گشا� می گفتند.
گاهی این رسم با نذر و دعا همراه بود.
📌 بنابراین باور به �بخت گشایی� و �باز شدن گره از کار� با آجیل وجود داشته و می تواند منجر به شکل گیری داستان ریشه ترکی آن شده باشد.
- - -
✅ نتیجه نهایی:
مورد وضعیت
واژه ی �آجیل� در منابع رسمی فارسی ثبت شده؟ ✅ بله
ریشه ی ترکی �آچیل� برای �آجیل� در منابع آکادمیک تایید شده؟ ❌ هنوز نه
امکان واج شناختی و معنایی این ریشه ترکی وجود دارد؟ ✅ بله، از نظر زبان شناختی ممکن است
داستان �آجیل مشکل گشا� در فرهنگ مردم ثبت شده؟ ✅ بله، در منابع مردم نگاری آمده است
- - -

منبع. عکس فرهنگ ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورایی
اجیلاجیلاجیلاجیل
آل = ( بال / بالا / والا ) ( ریشه و خاندان ) ( عقاب )
اله = الهه / خدا / فرشته و . . .
علی / اعلا و . . . = برتر و بالا . . .
ایلیا = علی یا همان برتر و . . .
ایل = اشاره به فرشته و خدا و هر موجود برتر دارد
...
[مشاهده متن کامل]

عاج = هر چیزی که مانند دندان دندانه دار و سفت و سخت است
آجیل = آج ایل = دندانه دار زیاد / بالا = بسیار سخت و دندانه دار ( با آشیل برابر می باشد )
اشک = بیرون زدن - - - > عشق = بیرون زدن احساس
آشکار / آشکارا = آشک آر = بیرون زدن = نمایان
شکار = ش کار = ز کار = بدنبال کاری رفتن
شِکل = ش کِل = از کر و پیکر آمده آی ا اَشکال = اَشک کال آمده ( عددی و چیزی که بیرون باشد و بحساب نیاید = دارای ایراد ) یا از اشک آل ( بسیار بیرون زدن = بحساب نیامدن )
آشیل = آش ایل = آش ( = آج = عاج = سفت و چسبیده ) بسیار / بالا => بسیار سفت و چسبیده = وصله => پاشنه آشیل = آنچه که به پاشنه پا چسبیده است = وصله پا
با اینرو آیا آش یا آشی همان سفت و ترکیب شده میباشد و آش ( نوعی خوراکی ) هم به این اشاره دارد یعنی سفت و ترکیب شده؟؟؟ پس با این حساب
آشیانه باید بشود مقر و سفتگاه که اوکی جواب میدهد ( البته در گذشته آشیانه را من آسیانه = راحت گاه و . . . میدانستم که گویا آشیانه سفت گاه و مقر میشود نه راحت گاه و آسیانه )
پس آش و لاش کردن هم بدرستی یعنی راحت و لش کردن ( لشکر = لاش گر و . . . )
از اینرو به آبکی ها آشامیدن گفتن و به . . . . خوردن
پس آش همان آس و راحت میشود و بار دیگر میرساند easy / آسیا / آشیانه و . . . همگی به راحتی و صاف بودن اشاره دارند و آسیاب هم یعنی دستگاهی که با آب . . . را صاف و الک و خرد و راحت میکند / البته در برخی جاها هم با هست و هشت و . . . . همریشه میباشد و مینای سفت وسختی را هم میدهد یعنی هر دوی آن ها درست است

آجیل ریشه ی تورکی داره
این کلمه در ابتدا بصورت آچ ییل بوده و کم کم به آجیل تغییر پیدا کرده
آچ به معنای باز کردن و یییل به معنای خورده شدن
چون اکثر آجیلها سربسته هستن برای خوردن آن باید آنها را شکست و باز کرد
trail mix /امریکایی
gorp/ انگلیسی
scroggin یا schmogle/ استرالیایی و نیوزلندی
student fodder, student oats, student mix / در آلمان، لهستان، مجارستان، هلند و اسکاندیناوی
Cape Cod trail mix ( sometimes called Northeastern ) : almonds, cashews, and dried cranberries.
...
[مشاهده متن کامل]

Hawaiian trail mix ( aka Tropical ) : pineapple, mango, banana chips, coconut, and cashews. [9]
Mexican trail mix ( aka Sweet and Spicy ) : mango, sunflower seeds, pepitas, raisins, and chili powder. [10]
Monster trail mix ( aka Peanut Butter and Chocolate ) : peanut butter chips, peanuts, M&M's, and sometimes either or both raisins and cranberries.
Omega - 3 trail mix: cashews, walnuts, raisins, cinnamon apples pieces. [11][12]
Santa Fe trail mix ( aka Southwestern or Hatch ) : toasted corn, peanuts, pumpkin seeds, pistachios, and New Mexico chile powder. [13][14]
Asia mix ( sometimes called Zen ) : peanuts, sesame sticks, rice crackers, and soybeans.
Crazy Treat trail mix: M&M's, Sour patch kids, and Jelly Beans.

🥜 نام انواع آجیل و خشکبار به انگلیسی:
✅ nuts = آجیل
✅ almond = بادام درختی
✅️ peanut / ground nut ( British ) = بادام زمینی
✅ cashew / cashew nut = بادام هندی
✅ walnut = گردو
...
[مشاهده متن کامل]

✅ hazelnut ( British ) / filbert ( American ) = فندق
✅ pistachio = پسته
✅ sunflower seeds = تخمه آفتاب گردان
✅ pumpkin seed / pepita = تخمه کدو
✅ chickpea ( British ) / garbanzo ( American ) / garbanzo bean ( American ) = نخود
✅ raisin = کشمش
✅ date = خرما
✅ flaxseed = تخم کتان، بذر کتان
✅ poppy seed = دانه خشخاش، شادانه
✅ sesame seed = دانه کنجد
✅ pine nut / pine kernel ( British ) = چلغوز، دانه صنوبر
✅ roasted watermelon seed = تخمه ژاپنی
✅ chestnut = شاه بلوط

Mixed nuts
آجیل =خشک میوه آجین =درهم است
Pistachio : پسته
Walnut : گردو
Almond : بادام
Cashew : بادام هندی
Hazelnut : فندق
Raisin : کشمش
Peanut : بادام زمینی یا پسته شامی هم میگن ( pea یا green pea میشه نخود فرنگی یا نخود سبز )
...
[مشاهده متن کامل]

Chickpea : نخود ( همونایی که توی آجیل میریزیم )
Pumpkin Seeds : تخمه کدو
Sunflower Seeds : تخمه آفتابگردان
Watermelon seed : تخمه هندوانه

خشک میوه . [ خ ُ وَ / وِ ] ( اِ مرکب ) آجیل . ( یادداشت بخط مؤلف ) :
ایا جمال رئیسان ز لفظ من معنی
برون نیاید جز خشک میوه ٔ مرسوم
بخشک میوه تو عید مرا مبارک کن
که عید بر عدوت چون وعید خواهم شوم .
...
[مشاهده متن کامل]

سوزنی .
تنگ آمده ست عید و ندانم ز دست تنگ
توجیه خشک میوه ٔ عید من از کجا
هر دوستی که خوانش من اندر نهم به پیش
شیرینیش مدیح بود ترشیش هجا
آخر چو شیرخواره شوند از هجا و مدح
ارجو که خشک میوه دهد خواجه بورجا.
سوزنی .

آجیل کسی کوک بودن ؛ اسباب معاش او از هر جهت و بیشتر از حیث غذا به خوبی فراهم بودن. ( امثال و حکم ج 1 ص 18 ) .
تخمه یکی از اجزای اصلی آجیل است که در گویش شهرستان بهاباد به تخمه به همین معنای دانه های آجیلی، تُخمو می گویند مثل، تخمو هندونه ( هندوانه ) ، تخمو خیار ( در گویش شهرستان بهاباد به خربزه، خیار و به خیار،
...
[مشاهده متن کامل]
خیار سبز می گویند ) ، تخمو گُلو ( در گویش این شهرستان به تخمه آفتابگردان، تخمو گلو گفته می شود ) ، تخمو کُدو ( بهابادی ها به کَدو، کُدو می گویند )

مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٦)