اتو کردن


    iron

مترادف ها

goose (فعل)
سیخ زدن به شخص، اتو کردن، به کفل کسی سقلمه زدن

iron (فعل)
اتو کردن، اتو زدن، اهن پوش کردن، اتو کشیدن

پیشنهاد کاربران

جندره. [ ج َ دَ رَ/ رِ ] ( اِ ) آنرا رخت مال میگویند، و آنچه بدان صوف و شال و جامه های دیگر شکنجه کنند. ( برهان ) . شکنجه جامه بود تا هموار و نسو شود. ( صحاح الفرس ) . اُتو. ( دهخدا )
اتو واژه ای ترکی و برگرفته از واژه � �t�g� ( اوتوگ ) و به معنای سوزاندن موی حیوانات با آتش می باشد .
کردن فعلی فارسی می باشد .
با کلمات زیر جمله بسازید
iron, it, me, the, minutes, shirt, took, five, to
To iron
iron