به ناگاه، ناگهانی، همچنین
از سر اتفاق
1 _ اتفاقا : برعکس :
مثال ، نه" اتفاقا" من نظره دیگه ای دارم : نه "برعکس نظره شما" من نظره دیگه ای دارم
2 _ اتفاقا : به همین صورت :
اره اتفاقا منم هم نظر با شما هستم :
بله "به همین صورت من هم" نظرم کاملا مثل شماست
... [مشاهده متن کامل]
3 _ اتفاقا : کاملا یا دقیقا :
ما اتفاقا شبیه هم فکر میکنیم :
ما کاملا/دقیقا شبیه هم فکر میکنیم
as it happens
happen to be
احیاناً
این واژه عربی است و پارسی آن
�همچنین� است.
از قضا
بناگاه. [ ب ِ ] ( ق مرکب ) بغتةً. ( آنندراج ) . بناگه. ناگهان. ناگاه. ( فرهنگ فارسی معین ) . بناگاهان :
جام تجلیش که بناگاه میدهند
می دان یقین که بر دل آگاه میدهند.
اسیر لاهیجی ( از آنندراج ) .
رجوع به ناگاه شود.
ناگهان
اتفاقی
یک دفعه
ناگهان
از سرِ بخت، از بختِ خوب یا از بخت بد ( بسته به زمینه ی سخن ) و نیز �الله بختکی� ( به شوند پرکاربرد بودن آن در زبان کوچه و بازار )
در کنار برابرهای خوب یاد شده در بالا که هر یک در زمینه ای دیگر کاربرد می یابند.
یکهو ، اتفاق پیش بینی نشده
یکباره، ناگهان
اتفاقی این اتفاق افتاده
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٥)