اتصاف

/~ettesAf/

    being endowed

مترادف ها

description (اسم)
شرح، تشریح، وصف، تعریف، تصویر، توصیف، اتصاف

پیشنهاد کاربران

با هم ستودن چیزی را. || ستوده شدن. || نشان پذیری.
الاتصاف:ویژش.
دارابودن آن ویژگی
برخورداری، بهره مندی
اتصاف به فضایل: برخورداری از شایستگی ها
دارا بودن