ابعاد. [ اِ ] ( ع مص ) دور کردن. دور گردانیدن. || راندن. || دور رفتن. ابعاد. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ بُعد. دوریها. - ابعاد ثلاثه ؛ سه دوری. دوریهای سه گانه جسم و آن درازا ( طول ) و پهنا ( عرض ) و ژرفا یا ستبرا ( عمق ، ثِخَن ) باشد. منبع. لغت نامه دهخدا
سلیم ابعاد واژه ای اربی و جمع بعد که در فارسی با دورها و پیرامون ها هم برابری دارد.
بُعد: دورامون. ابعاد: دورامون ها. میرشمس الدین ادیب سلطانی در ترجمانی ( ترجمه ) منطق ارسطو به جای ( بُعد ) از ( دورامون ) بهره برده است. دورامون: دورا ( دوری ) مون: اندازه گیری، سنجیدن ( آزمون، ترامون، وامون، پیمون، پارامون، همامون، نمون و. . . ) ... [مشاهده متن کامل]
روی هم رفته دورامون می شود: اندازه ی دوری میان دو چیز، مقدار فاصله ی دو چیز.