" کمانه ": ابطال .
کمانه پذیر ": ابطال پذیر.
و؛
" گمانه ": حدس .
" گمانه پذیر ": حدس پذیر.
" گمانه ها و کمانه ها ": حدسها و ابطالها .
" ابطالها و حدسها ": کمانه ها و گمانه ها .
رَوَندپذیر و نا رَوَند پذیر.
رَوَندپذیر و رَوَند نا پذیر.
روا زدایی
بی روا
ارزش زدایی
بی ارزش
ارج زدایی
بی ارج
بارزدایی
تهی سازی، پوچگری، ناکارا کردن،
کمانه
پس زدن، وازدن، کنار زدن،
پسزنی، وازنی، کنارزنی،
پسزَنِش، وازنش
🇮🇷 همتای پارسی: بیهود 🇮🇷
( ستاکنام از بیهودن )
ابطال در علم حقوق :
دعوی ابطال مربوط به موردی است که معامله به لحاظ نداشتن شرایط اساسی صحت باطل بوده و قابلیت تنفیذ را هم ندارد . دعوی بطلان مربوط به مواردی همچون معاملات اکراهی غیر نافذ است
ابطال قانون
خط بر سر چیزی کشیدن ؛ خط بطلان بر چیزی کشیدن. کنایه از صرف نظر کردن و درگذشتن از چیزیست.
خط بطلان کشیدن
پیهودن =لغو کردن یا ابطال کردن
پیهایش=لغو ، ابطال
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)