ابشخور

/~AbeSxor/

    destiny
    capacity
    fount
    portion
    trough
    water hole
    watering place
    watering - trough
    [fig.] destiny

مترادف ها

destiny (اسم)
سرگذشت، تقدیر، سرنوشت، فلک، ابشخور، نصیب و قسمت

trough (اسم)
تغار، ابشخور، سنگاب

watering place (اسم)
مخزن، اب انبار، ابشخور، مشرب، استخر، محل چشمه اب معدنی

پیشنهاد کاربران

آبخور، آبشخورد، آبشخوار، سرچشمه، منهل، روزی، قسمت، نصیب، تقدیر، سرنوشت، مشرب، مقام، منزل، موطن
قسمت, بهره, نصیب, روزی
نصیب
بهره
واژه ی آبشخور در هستی شناسی برای سرچشمه و منشا و مبدا بسیار بکارمی رود چون:
آبشخور این فکر: منشا این فکر.
این فکر از بهمان چیز آبشخور می گیرد: این فکر از بهمان چیز نشأت می گیرد.
پارسی را پاس بداریم.
منبعی که از آن برداشت می شود
منشأ
مبدا ریشه
سرچشمه
مشرب ( آبشخور )
سرچشمه. جای که از آن میتوان آبی گوارا نوشید
آبشخور با توجه به خود کلمه سرچشمه ی جایی که میتوان آبی گوارا نوشید
سرچشمه
جایی که آبی گوارا دارد
سر چشمه

نصیب وقسمت
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٥)