ابداری

/~AbdAri/

    juiciness

مترادف ها

succulence (اسم)
شادابی، ابداری، حالت ابکی

پیشنهاد کاربران

آبدار بودن ، شغل آبدار. ۲ - طراوت ، تازگی . ۳ - ( اِ. ) نمدی نامرغوب که در سفرها مورد استفاده قرار می گرفت .
آبداری= اب دادن= اب رساندن=ابیاری