mug (اسم)پوزه، فنجان، ابخوری، دهان، لیوان، دهن کجی، عکس شخص محکومdrinking cup (اسم)کاسه، ابخوریcanikin (اسم)ظرف حلبی کوچک، ابخوری، پیمانه کوچکcannikin (اسم)ظرف حلبی کوچک، ابخوری، پیمانه کوچک
- لیوان . ۲ - شارب ، سبیل . ۳ - نوعی از دهنة اسب که هنگام آب دادن بر دهانش زنند.لیوانخاله سوسکه دیگهدامبواسمارتیز____غارنشینآدولف هیتلرآریانآبخوریلیوان، تنگ، سبو، کوزه، مشربه، آبخور، آبشخوردر گویش مردم شهرستان زرند لیوان+ عکس و لینک