واژه ی آبان نام ماه هشتم سال خورشیدی و ماه دوم فصل پائیز ( تعداد روز و شب ها و طول ماهای دوازدگانه ی سال خورشیدی یا شمسی گویا توسط حکیم عمر خیام محاسبه و تعیین گردیده و در تقویم جلالی ثبت و به ارث رسیده بوده باشد ) به روش تحلیلی یا تجزیه ای دوران دبستانی بصورت : آ ب ا ن، با توضیح کوتاه و فشرده به شرح زیر: سه حرف ب ا ن ( با تلفظ ب یا با و الف و نون ) در پشت پرده ی ظاهر حروفی خود در ردیف حروف الفبای فارسی حامل تصویر عددی زیر میباشند: ۲ ۱ ۲۹ با جمع عددی برابر با ۳۲ با تلفظ دو وَ سه یا سه وَ دو مساوی با ۵ و با جمع رقمی ۱۴ با تلفظ چهار وَ یک یا یک وَ چهار مساوی با ۵ و حاصل این دو نوع جمع عددی و رقمی در کنار هم بصورت زوج عددی ۵۵ با تلفظ پنج و پنج مساوی با ۱۰ و حرف آ، حرف اول کلمه ی وصفی آسمانی. لذا این واژه یا نام به احتمال قوی یا قریب به یقین از طریق بازی کردن با حروف و اعداد ساخته شده و از دیدگاه واژه سازان ماهر و خبره در میدان ناپیدای بازی کابلا با مرجعیت غیبی و نامعلوم به معنای ۱۰ آسمانی با دو جنسیت معکوس مذکر و موئنث یا مردانه و زنانه ؛ ۵ی و ۵ی بوده است، برای هرکدام از افراد انسانی مشتمل بر ۵ شاه ریشدار و یال و کوپالی مانند شیران نر و ۵ ملکه ی بیریش، اما با یال بلند و بدون کوپال بسان شیران ماده، جملگی خودی و غیر بیگانه از هم، ملکوتی، آسمانی، پاراپارادیزی، فرافردوسی یا بهشت برینی و جاودانه.
... [مشاهده متن کامل]
یکی از آن دهگان های ملکوتی و بهشت برینی، نیمزوج آسمانی و جاودانه ی همین فرد دنیوی میباشد با جنسیت معکوس ( شاه یا ملکه ) و ریشه ی احساس غربت و جدایی و دور افتادگی گهگاهی دینوی، میل بازگشت در ضمیر ناخود آگاه بسوی آن نیم نَی در نیستان ملکوتی میباشد و نه میل به سلوک یا روش سیر یا حرکت شهودی صوفیانه و عارفانه بسوی یهوه و آبّا و الله و . . و فنا یافتن در وی ها و سپس بقا یافتن در خدا ( ۹ ۱۰ ۱ ) ی خود ما ایرانیان .
به یا هشتمین و کژی بودن دُم عقرب در صورت فلکی این ماه : این عالم یا دنیا به شکل این آسمان و زمین و هرآنچه که بین آنهاست، در طی این سفر بسیار طولانی و دایره وار دنیوی، مقطعی، نزولی و صعودی محتوای کیهان یا جهان بین دو بهشت برین متوالی و تا پایان آن، همیشه پس از وقوع مهبانگ های هشتم ( ۸م ) در مداری برتر و کمال یافته تر از پیش به ظهور و پیدایش و کثرت میرسد ( و نه پس از وقوع مهبانگ های دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم ) .
واژه ی دبستان شاید از دیدگاه واژه سازان ماهر و خبره، در باب خطاب به دانش آموزان دوره ی ابتدائی به این معنا بوده باشد : ۱۰ را ( معادل عددی حرف دال در ردیف حروف الفبای فارسی بهمراه علامت مفعول بیواسطه ی را ) برابر با تعداد انگشتان دستان یا پاهای خود و آقایان و خانم معلم ها و به تعداد اعداد یک رقمی سیستم عددی دسیمال یا دهگان از صفر تا نُه ( ۰ تا ۹ ) بستان یا برُبا!، معادل پائین ترین نمره ی قبولی دروس اصلی تا خدای ناخواسته در امتحانات ثلث آخر رد یا رفوزه نشوی و متعاقب آن، یکی دو سال پشت سرهم در یک کلاس جا نزنی!!.
... [مشاهده متن کامل]
یکی از آن دهگان های ملکوتی و بهشت برینی، نیمزوج آسمانی و جاودانه ی همین فرد دنیوی میباشد با جنسیت معکوس ( شاه یا ملکه ) و ریشه ی احساس غربت و جدایی و دور افتادگی گهگاهی دینوی، میل بازگشت در ضمیر ناخود آگاه بسوی آن نیم نَی در نیستان ملکوتی میباشد و نه میل به سلوک یا روش سیر یا حرکت شهودی صوفیانه و عارفانه بسوی یهوه و آبّا و الله و . . و فنا یافتن در وی ها و سپس بقا یافتن در خدا ( ۹ ۱۰ ۱ ) ی خود ما ایرانیان .
به یا هشتمین و کژی بودن دُم عقرب در صورت فلکی این ماه : این عالم یا دنیا به شکل این آسمان و زمین و هرآنچه که بین آنهاست، در طی این سفر بسیار طولانی و دایره وار دنیوی، مقطعی، نزولی و صعودی محتوای کیهان یا جهان بین دو بهشت برین متوالی و تا پایان آن، همیشه پس از وقوع مهبانگ های هشتم ( ۸م ) در مداری برتر و کمال یافته تر از پیش به ظهور و پیدایش و کثرت میرسد ( و نه پس از وقوع مهبانگ های دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم ) .
واژه ی دبستان شاید از دیدگاه واژه سازان ماهر و خبره، در باب خطاب به دانش آموزان دوره ی ابتدائی به این معنا بوده باشد : ۱۰ را ( معادل عددی حرف دال در ردیف حروف الفبای فارسی بهمراه علامت مفعول بیواسطه ی را ) برابر با تعداد انگشتان دستان یا پاهای خود و آقایان و خانم معلم ها و به تعداد اعداد یک رقمی سیستم عددی دسیمال یا دهگان از صفر تا نُه ( ۰ تا ۹ ) بستان یا برُبا!، معادل پائین ترین نمره ی قبولی دروس اصلی تا خدای ناخواسته در امتحانات ثلث آخر رد یا رفوزه نشوی و متعاقب آن، یکی دو سال پشت سرهم در یک کلاس جا نزنی!!.
ایزد نگهبان آب . ۲ - هشتمین ماه از سال خورشیدی . ۳ - روز دهم هر ماه شمسی .
آبان به معنی ایزد نگاهبان آب، فرشته موکل بر آب، آب بان می باشد.
زبان ایرانیان در گذشته بدون شک بهترین و کاملترین زبان بوده. برای اینکه متوجه بشید که نمونه نداشته هر کلمه را اول بخش کنید؛ مثل دوران ابتدایی که بخش میکردید.
آبان از ۲ بخش تشکیل شده
آ بان ؛ پس اینجا ااحتمالا آب نیست چون بخش اول حرف آ هست برای اینکه مطمئن بشید خیلی از ماه ها با حرف آ شروع شده مثل آذر
... [مشاهده متن کامل]
پس اگه آ همان جاودانگی باشه "بان " که همان داشتن و محافظت هست مثل نگهبان. پس دارا بودن جاودانگی هست
ولی اگه اینطور معنی بشه
ولی یک طور دیگه هم میشه بخش کرد و فرض کنیم"
آببان" یعنی اب بان بوده که به اشتباه آبان نوشته میشه
اون موقع داشتن آب معنی میشه و نگهبانی از آب نمیشه چون نگهبانی بخش اول اون ؛نگه" هست در حالیکه اینجا کلمه "بان" هست
آبان از ۲ بخش تشکیل شده
آ بان ؛ پس اینجا ااحتمالا آب نیست چون بخش اول حرف آ هست برای اینکه مطمئن بشید خیلی از ماه ها با حرف آ شروع شده مثل آذر
... [مشاهده متن کامل]
پس اگه آ همان جاودانگی باشه "بان " که همان داشتن و محافظت هست مثل نگهبان. پس دارا بودن جاودانگی هست
ولی اگه اینطور معنی بشه
ولی یک طور دیگه هم میشه بخش کرد و فرض کنیم"
آببان" یعنی اب بان بوده که به اشتباه آبان نوشته میشه
اون موقع داشتن آب معنی میشه و نگهبانی از آب نمیشه چون نگهبانی بخش اول اون ؛نگه" هست در حالیکه اینجا کلمه "بان" هست
آب، پاکی، و ماه هشتم
منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
واژه ی آبان از ریشه ی دو واژه ی آب و آن فارسی هست
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹





واژه ی آبان از ریشه ی دو واژه ی آب و آن فارسی هست
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹





در تقویم لری بختیاری
اَپُو، اَو سرد کُنُو ما apov, av sard konov ma:آبان ماه
اَپُو، اَو سرد کُنُو ما apov, av sard konov ma:آبان ماه
آبان: در سنسکریت: آصوینه، اَپام apām، āśvina ( ماه آب، ماه بارندگی ) ؛ در اوستایی: آپِم āpem؛ در سغدی: آبانچ، آبوخ ābux، ābānc؛ در پهلوی: آبان، آپان āpān، ābān؛ در مانوی:آبان ābān. با همان معنی سنسکریت.
دراین بیابان بی آبان
شترهم بگذردازمنفذهرگزها
عده ای جان به کف
روای ویلچِرند
عده ای ورای وعدهٔ روی دیوارها وِل چَرند
سایت شعرناب سیدیحیی
شترهم بگذردازمنفذهرگزها
عده ای جان به کف
روای ویلچِرند
عده ای ورای وعدهٔ روی دیوارها وِل چَرند
سایت شعرناب سیدیحیی
ابان خونین . .
آبان : این کلمه بن کلمه آباد است و آبان یعنی ماه آب و بارندگی در زبان پارسی باستان این کلمه را آپان تلفظ می کردند.
در افغانستان به ابان ، برج عقرب گویند
نام هشتمین ماه سال خورشیدی و برابر با ماه عقرب افغانستان و در گاهشماری پارسی، دهمین روز هرماه آبان نام دارد، در آبان روز از آبان ماه، جشن آبانگان برگزار می شود.
ایزد این ماه را تیشتر و برخی این ماه را متعلق به ایزد بانو آناهیتا می دانند.
ایزد این ماه را تیشتر و برخی این ماه را متعلق به ایزد بانو آناهیتا می دانند.
آبان ب معنای نگهبان آب ( مایه حیات ) .
ابان یعنی آب روان نامش شبیه نگهبان آب برج عقرب برج این ماه است بهترین ماه هشتمین و دهمین ماه است
ابان به معنی فرشته اب اسم من ابان دخترم هستم
در اوستا " اپم نپات " ، آپان به معنای آبها .
نگهبان آب. . .
معنی آبان یعنی آب ها مانند آب روان و زلال.
آبان=آ ب ا ن
آ= خدا
ب=بابا
ا=بالا
ن=غذا
آبان=پدر آسمانی خالق جهان
اوان=آبهای فراوان آسمان
آ= خدا
ب=بابا
ا=بالا
ن=غذا
آبان=پدر آسمانی خالق جهان
اوان=آبهای فراوان آسمان
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٠)