پوشاندن سطحپوشاندن عیب با اب و رنگپوشاندن نقاشی یا حکاکی با نقطهپوشاندن کاملپوشاندن کف جاییپوشاکپوشاک پنبه ایپوشاک گاهپوشاک ویژهپوشاکیپوششپوشش ایمنی چهرهپوشش برونیپوشش تگرگیپوشش چتر مانند در بالای صندلی صدارتپوشش چیزی را برداشتنپوشش دادنپوشش دار کردنپوشش دهیپوشش زیبا و کاملپوشش سیمپوشش صفحه ترمز دوچرخهپوشش گچیپوشش مچ پاپوشش میل لنگپوشهپوشکپوشیدنپوشیدن با خودنماییپوشیدن لباس جنس مخالفپوشیدن لباس زنانهپوشیدن و کهنه کردنپوشیدنیپوشیدهپوشیده از ابرپوشیده از اهنپوشیده از برجستگی های کوچکپوشیده از برفپوشیده از پرپوشیده از پشمپوشیده از پولکپوشیده از پیچکپوشیده از جنگلپوشیده از خارپوشیده از خزهپوشیده از خون خشکیدهپوشیده از خون لخته شدهپوشیده از درختپوشیده از درختچهپوشیده از دله