پر کنشپرابپراثرپرادا و اصولپرادا و اطفارپرارزشپرارزش تر وانمود کردن با دادن جلا و رنگ و ابپرازپرازدحامپرازرمپراشوبپراگپراگیریپراگیری کردنپرالتهابپراماپرانپرانتزپرانتزوارپرانتزیپرانحرافپراندنپراندن ابپراندن ابگونه از دهانهپراندن ابگونه از لولهپراندن با تیراندازیپراندن با راکتپراندن با ضربهپراندن با ضربه چوگانپراندن با فلاخن سنگپراندن با منجنیقپراندن توپ به داخل زمینپراندن توپ در اغاز مسابقهپراندن سکه به هواپراندن فیوزپراندن لبه چیزی مانند فنجانپراندن مشتپراندن موشکپراندن ناگهانی و سریعپراندنیپرانرژی کردنپرانسازپرانشپرانگاشت کردنپرانمونپرانهپراهمیت ترینپراوازهپراکسیدپراکسید هیدروژن