نومیدنومید شدننومید و مرعوبنومید کردننومید کنندهنومیدانهنومیدگرنومیدینومیدی زیادنونهالنونهالانهنونهالینونونونوارنوهنوه خالهنوه دایینوه عمهنوه عمونوواژهنووکاییننوکنوک اشیانوک انگشتنوک بالنوک بالانوک بامنوک پانوک پاییننوک پرندهنوک پستاننوک تپهنوک تیرنوک تیزنوک تیز شدننوک تیز شی ء مانند نوک شاخنوک خود را به نوک دیگری زدن در پرندگاننوک دارنوک درازنوک زبانی حرف زدننوک زدننوک زنینوک قلاب و زوبیننوک قلمنوک قلم پرنوک نوک کردننوک کلاهنوک کوهنوکرنوکر اونیفورم پوش