گلین

/gelin/

    rosy
    feminine proper name
    bride
    [o.s.] bride

فارسی به انگلیسی

گلین گوی
earth

پیشنهاد کاربران

ریشه شناسی �گلین� را به خوبی توضیح داده است. من می توانم متن شما را به شکلی مرتب و منسجم با ذکر منابع معتبر کتابی در انتها بازنویسی کنم تا هم علمی باشد و هم خوانایی بالایی داشته باشد:
- - -
...
[مشاهده متن کامل]

ریشه شناسی واژه �گلین� در فارسی
واژهٔ �گلین� در فارسی ( و در فرهنگ های لغت مانند عمید ) به معنای �منسوب به گل و خاک� آمده و در اصل از فارسی میانه ( پهلوی ) gilēn گرفته شده است.
ریشه اوستایی و هندوایرانی
در اوستایی و سانسکریت ریشهٔ gil - / jil - به معنای �گل، خاک، گِل مانند� وجود دارد.
در اوستایی، واژهٔ giri - یا gire - به معنای �خاک و مواد نرم� دیده می شود.
این ریشه در فارسی میانه ( پهلوی ) به صورت gil ( �گل� ) و gilēn ( �گِلی، گلین� ) درآمده است.
پهلوی
در متون پهلوی، gil = �گل، خاک رس�.
با پسوند صفت ساز - ēn ( معادل فارسی �ـین� ) ساخته می شد:
gil - ēn → gilēn → گلین.
سانسکریت
واژه های mṛd - و jardha در سانسکریت به معنای �خاک، گل� هستند و هم ریشه با اوستایی و پهلوی به شمار می آیند.
✅ نتیجه: �گلین� در اصل یک صفت پهلوی است که ریشهٔ آن در اوستایی و زبان های هندوایرانی قابل ردیابی است.
⚠️ نکته مهم: این �گلین� هیچ ارتباطی با واژهٔ ترکی گِلین / gelin ( به معنای عروس ) ندارد. این ها دو ریشهٔ کاملاً جدا هستند و تنها هم صدایی تصادفی دارند.
- - -
منابع معتبر کتابی
1. Bartholomae, Christian. Altiranisches W�rterbuch. Strassburg, 1904.
ذیل مدخل giri - , jiri - : �گل، خاک نرم، لجن�.
2. Mayrhofer, Manfred. Kurzgefasstes etymologisches W�rterbuch des Altindischen. Heidelberg, 1956–1980.
ذیل mṛd - ( سانسکریت ) : هم ریشه با اوستایی giri - و فارسی میانه gil.
3. MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. London, 1971.
مدخل gil: �clay, mud�
مدخل gilēn: �clayey, earthen�
4. Skj�rv�, Prods Oktor. An Introduction to Zoroastrianism. Harvard University, 2002.
بخش واژگان اوستایی: giri - , gire - = �earth, clay�.
5. Bailey, Harold W. Dictionary of Khotan Saka. Cambridge, 1979.
اشاره به وام گیری های ایرانی شرقی هم ریشه با اوستایی و سانسکریت در حوزه �خاک/گل�.
6. Tafazzoli, Ahmad. Sasanian Society. Tehran, 1993.
بحث زبان پهلوی و واژگان روزمره، از جمله gil و صفت ساز - ēn ( → �گلین� ) .
7. فرهنگ فارسی عمید.
- - -

منبع. عکس فرهنگ فارسی یافرهنگ عمید
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

گلینگلینگلینگلینگلین
گلین در زبان لری بختیاری به معنای: ( جلوی دامن یا پیراهن را که میگیری بالا وسط شکمت با جلویپیرهن یک چاله ایجاد میشهاون میشه گلین
گلین واژه لری بختیاری به معنای: ( جلوی دامن یا پیرهن میگیری بالا و یک چاله توش ایحاد میشه اون میشه گِلین )
Gəlin گَلین در ترکی به معنای عروس هست.
واژه گلین در گویش استرآبادی ( گرگانی ) به صورت گَلِن [Galen] تلفظ شده و غالباً به نخستین عروس خانواده اطلاق میشود. در استرآبادمانند بسیاری از نقاط دیگر سرزمین ایران، رسم بر این بوده است که دختران در خانه ی شوهر نام جدیدی می یافته اند؛ چنانکه نامهایی چون محترم، احترام، سلطان، سلطنت، باجی، شاه باجی، آغاباجی ( آغ باجی ) ، خانم، خانم بزرگ، خانم کوچیک، خاتون، گَلِن، گَلِن باجی، گَلِن آغا، گَلِن خانم، گَلِن خاتون و امثال آن ازجمله اسم هایی است که بر روی زنان در خانه شوهر می گذاشتند و در ادوار دورتر اسم هایی چون بنکه شاه، بیچه ماه متداول بوده و همچنین اگر زنان از سلسله سادات بودند آنها را با اسم هایی چون بَگُم ( بیگم ) ، بَگُم جانی و بَگُم خانم خطاب می کردند.
...
[مشاهده متن کامل]

گاهی اوغات اگر در یک خانواده می خواستند عروس های دیگر - غیر از عروس اول - را نیز گَلِن بنامند، اسم آنها را با پسوندهای آغا، باجی، خاتون و خانم ازهم تفکیک می کرده اند.
از آنجا که هم واژه ی گَلِن شکل تخفیف یافته ی ( ( گلین ) ) ترکی به معنی عروس است و همچنین سایر اسامی مستقل و پسوندهای مذکور، غیر از محترم و احترام، همگی مأخوذ از زبان ترکی هستند، مسلماً این اسامی و فرهنگ تغییر نامِ زن در خانه ی شوهر، از فرهنگ عموم اقوام ترک زبان، اعم از شاخه های مختلف ایل قاجار و سایر اقوام ترک زبان، که در طول تاریخ به استرآباد مهاجرت کرده اند، وارد گویش و فرهنگ استرآبادی شده است.

گلین اسم همسر اول ناصرالدین شاه هست که به معنی به رنگ گل سرخ ، عروس و زیبا و شاداب هست
گلین ( Gəlin ) در زبان ترکی دو معنی دارد.
۱:عروس.
۲:بیایید.
Gelin gəlin
گَلین
اونی که حرف وستش اَ هست ترکیه به معنیه = عروس
Golin منصوب به گل در فارسی
دوستانی که سواد ندارند بهتره حرف نزنند
گلێن ( گلین، glen ) ، با کسره روی لام در زبان کوردی به معنای بینایی چشم یا به عبارت درستتر اشاره به عنبیه چشم دارد و به صورت استعاری به معنای بینای چشمان والدین است. گلاره نیز مشتقی از همین اسم است.
شهین، مهین، بلورین، سیمین، زرین، آهنین، پولادین، رنگین، شاهین و . .
ین به عنوان پسوند در فارسی وجود داره و golin میشه یه نام فارسی باشه و هیچ ربطی به ترکی نداره
البته galin ترکی هست
گلین کلمه ی ترکیه ن فارسی الکی چنتا کلمه ساختگی میزارن بغلش
گلین کلمه تورکی هست یعنی عروس
گولین ساخته شده در فارسی بی اعتبار است و اصلا کاربرد ندارد این کلمه از بیخ ترکیست
گلین : گلین اسم دختر است به معنی 1 - ( در قدیم ) به رنگ گل سرخ؛ 2 - ( به مجاز ) زیبا و شاداب؛ 3 - ( در ترکی ) /galin/ عروس.
گَلین در زبان ترکی به معنای عروس هست.
گلینا : /golinā/ گُلینا : ( گُلین ا ( پسوند نسبت ) ) ، منسوب به گُلین، ( گُلین ) گلینا : به رنگ گل سرخ، ( به مجاز ) زیبا و شاداب . اسم گلینا مورد تاییدثبت احوال است .
گلین : /golin/ گُلین : 1 - ( در قدیم ) به رنگ گل سرخ؛ 2 - ( به مجاز ) زیبا و شاداب؛ 3 - ( در ترکی ) /galin/ عروس. اسم گلین مورد تایید ثبت احوال کشور است .
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٧)