کوفـِه:در زبان لری به سرفه می گویند.
سرفه کردن: کوفنیدن
سرفه کردن: کوفنیدن
کوفه، کوپه، کورپه
کوفه معرب کورپه است
کورپه در پهلوی به معنای نوزاد است و هم اکنون در زبان کوردی به نوزاد خردسال گویند
روستایی در استان کرمانشاه هم اکنون به همین نام می باشد
کوفه معرب کورپه است
کورپه در پهلوی به معنای نوزاد است و هم اکنون در زبان کوردی به نوزاد خردسال گویند
روستایی در استان کرمانشاه هم اکنون به همین نام می باشد
محل تجمع لشکریان/شاید از کوف بیاد به معنی؛جغد، بوم، پرنده ای است که در دل غار هست/شاید در گویش های محلی تاب بازی معنی بدهد
واژه ( کوه ) در زبان اوستایی به دیسه یِ ( کئوفَ ) به چمِ ( کوه، کوهانِ شتر ) و در زبان پهلوی به دیسه یِ ( کوف ) بوده است.
نامِ شهر ( کوفه ) نیز از همین واژه برگرفته شده است. واژه کفکاس ( قفقاز ) نیز به گمانِ من به چمِ
... [مشاهده متن کامل]
( کوهِ درخشان یا کوهِ کاسی ها ) بوده است.
ولی بنابر دیدگاهِ برخی تاریخ پژوهان، کفکاس ( قفقاز ) به چمِ ( یخِ درخشان ) بوده است ( kroy - khasis کروی در زبان سغدی - سکاییِ ایرانی به چمِ یخ بوده است ) ( کاس ) در ( کفکاس ) نیز واژه ای اوستایی به چمِ ( درخشیدن ) می باشد؛به تاربرگِ واژه ( کاس ) در این تارنما مراجعه کنید. )
چنانکه در رویه هایِ 347 و348 از نبیگِ ( فرهنگ واژه های اوستا ) و در رویه 51 از نبیگِ ( فرهنگنامه کوچک پهلوی ) نوشته یِ ( دیوید مک کنزی ) آمده است:


نامِ شهر ( کوفه ) نیز از همین واژه برگرفته شده است. واژه کفکاس ( قفقاز ) نیز به گمانِ من به چمِ
... [مشاهده متن کامل]
( کوهِ درخشان یا کوهِ کاسی ها ) بوده است.
ولی بنابر دیدگاهِ برخی تاریخ پژوهان، کفکاس ( قفقاز ) به چمِ ( یخِ درخشان ) بوده است ( kroy - khasis کروی در زبان سغدی - سکاییِ ایرانی به چمِ یخ بوده است ) ( کاس ) در ( کفکاس ) نیز واژه ای اوستایی به چمِ ( درخشیدن ) می باشد؛به تاربرگِ واژه ( کاس ) در این تارنما مراجعه کنید. )
چنانکه در رویه هایِ 347 و348 از نبیگِ ( فرهنگ واژه های اوستا ) و در رویه 51 از نبیگِ ( فرهنگنامه کوچک پهلوی ) نوشته یِ ( دیوید مک کنزی ) آمده است:

