کنف

/kanaf/

    hemp
    cannabis
    shamefaced
    sheepish
    wing
    [fig.] shelter

فارسی به انگلیسی

کنف امریکایی
indian hemp

کنف شدگی
discomfiture

کنف هندی
jute

کنف کردن
discomfit, embarrass, shame

کنف کردن با اخم
outface

کنف کردن با نگاه
outface

مترادف ها

marijuana (اسم)
ماری جوانا، حشیش، کنف، تنباکوی وحشی بیابانی، بته شاهدانه

marihuana (اسم)
ماری جوانا، حشیش، کنف، تنباکوی وحشی بیابانی، بته شاهدانه

hemp (اسم)
حشیش، بنگ، کنف، بوته شاهدانه، مزد گیاه

پیشنهاد کاربران

1 - کنف kanaf ( شاهدانه ی مصری ) : این واژه در سغدی کینپه kinapa و کیمبه kimba بوده است؛ در پهلوی شان و در فرانسه chanvre شانور خوانده می شود. دکتر معین آن را تازیات [تازی با پسوند سغدی آت] ( معرب ) از سریانی: گینپه ginapa؛و اکدی: غوننپو qunnapu دانسته است؛ ولی از آن جایی که در سغدی دو واژه برای آن است و ریسمان سازی در ایران بیش از اعراب پیشینه دارد، این واژه پارسی است.
...
[مشاهده متن کامل]

2 - کنف kanaf ( پناه، حمایت ) این واژه در عربی هم فعل است به واتای [کردی] ( معنی ) احاطه کردن، نگهداری کردن، یاری دادن. و هم نام است به واتای کرانه، سایه، سوی، جانب، ناحیه که در فارسی به کار نمی رود. پس گفتن: او را در کنف حمایت خود گرفت، همانگویی ( حشو قبیح ) است؛ زیراکنف و حمایت یک واتا دارند.
( فرهنگ عربی - فارسی لاروس ) .
3 - کنف kenef این واژه کوتاه شده ی کنفت keneft است به واتای شرمنده - تحقیر شدن.

نمونه ای از کاربرد کلمه در جمله:

او در پی قحطی ای که در اصفهان رخ داد و نیز به واسطه فقر خانواده، در کنف رعایت ( =حفظ و پناه ) دایی خود قرار گرفت.
در گویش کتیچی از گویش های بلوچی کنف را هُپَّک hoppak می گویند.
کنف به معنی خجل، شرمنده و شرمسار است.
مدل لباس
کِنِف: [ لهجه و گویش تهرانی ]بی آبرو، شرم زده - ضایع .
( ( همه میدانستند که لچک بسر همان مادر دائی شکری است و حالا اسمش را تو قهو خانه جلو لوطیها آورده بودند وکنفش کرده بودند. ) ) ( صادق چوبک ، کفتر باز )
کِنِفیدن.
در پارسی حروف و واژگانی که بر هم شبیه اند بهم تبدیل می شوند. مانند واز و باز که و و ب به همانند هم است و لبها بر هم جفت می شود، مانند آب، آو و آف و آپ مانند ایچ و هیچ. بنابراین فارس و پارس جز این قانون نانوشته اندو ف و پ بر هم تبدیل می گردد و کنف، کنپ و کنب یکی اند.
کسی که دماغش سوخت میگن کنف شدی
در پارسی " کنپ kanap " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
خیت!
کِنِف - در گویش بازاری و تهرانی ( کوچه بازاری ) -
بی آبرو، شرم زده - ضایع، تابلو! - تباه، نابود، نیست، هلاک -
خراب، درب و داغون، قزمیت! - چزاندن، چاییدن، دندت نرم، خوبت شد!
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)