کل کل


پیشنهاد کاربران

کُری
منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
واژه ی کلکل فارسی هست خود این واژه از ریشه ی واژه ی کل فارسی هست
کل کلکل کلکل کلکل کل
رضا گلین شریف دینی
کل کل ( kol kol ) : در گویش مازندرانی به معنای عطسه کردن آرام برای صاف کردن گلو و یا به معنای اطلاع رسانی برای ورود به مکان خصوصی است.
استفاده کلمه کل کل برای بحث بین دو نفر زیبا نیست
بنظر بنده ، کل همان گاو نر قوی، با خصوصیات ژن های خوب است ، که گاها در روستاها ، ان را از صاحبش اجاره میکردند و برای جفت گیری با گاو ماده آماده برای باروری ، جفت میکردند که ، گوساله خوبی بدست آید . و گاهی
...
[مشاهده متن کامل]
دو کل موجود برای بدست آوردن گاو ماده با هم به جنگ می پرداختند و کل موفق تر صاحب ماده گاو میشد ، به همین سبب بنظرم استفاده از کل کل ، بجای واژه، بحث و جدل مناسب نیست . این رفتار در بین بسیاری از حیوانات اهلی و وحشی هم وجود دارد .

هفتکل= هفت تا گاومیش ( در خوزستان ) . . . کل در تورکی یعنی گاومیش میش ( هفت کل ) هفت مثل هفته. هفت بیجار کل کلهر ( کل اهر ) . زهکلوت ( زه کل اوت ) اوت = گیاه مثل کهلیک اوتی. کاک اوتی. یوغورد اوتی ) . . کل کته ( در هندوستان ) . کل کل ( در سنقر. و شیروان چرداول )
کل =ناقص=کوتاه
کل کل =ناقص ناقص سخن گفتم=کوتاه کوتاه سخن گفتن
کَل کَل
لهجه و گویش تهرانی
بحث و مشاجره، درگیری، سرو کله
مشاجره
�کَل کَل� از آن میان به آرشِ پرچانگیِ بیهوده و هرزگویی است.
برگرفته از پی نوشت یادداشتی در پیوند زیر:
https://www. behzadbozorgmehr. com/2020/08/blog - post_7. html
کَلکَلیدن با کسی.
کلکلاندن کسی با کسی.
سلام و درود ، اگرچه در تعریفِ خاص به معنای جَدل کردن میباشد ، اما و از آنجائیکه یکی از معانی [ کَل] به معنای حیوان چهار پای نر و دارای شاخ میباشد ، در تعریف و کاربردی عام ، که در آمیخته ها ای مانند [ کلکَل کردن ] و یا [ کَل انداختن ] بکاربرده میشود ، معنای کنائی [ شاخ تو شاخِ ] هم شدن نیز معنا میشود.
...
[مشاهده متن کامل]

پوزش از کاستی [ نفیسی ]✒

باهم سروصداکردن، دعواکردن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٣)