چکیدن


    to drop
    to trickle
    distil
    distill
    dribble
    drip
    to drip

مترادف ها

drop (فعل)
رها کردن، چکیدن، انداختن، سقوط کردن، ژوشیدن، از قلم انداختن

abstract (فعل)
ربودن، چکیدن، چکیده کردن، کش رفتن، تجزیه کردن، جوهر گرفتن از، بردن

ooze (فعل)
چکیدن، تراوش کردن، بیرون دادن، اهسته جریان یافتن

drip (فعل)
چکیدن، چکانیدن، چکه کردن، ژوشیدن

trickle (فعل)
چکیدن، چکانیدن

dribble (فعل)
چکیدن، خرده خرده پیش بردن، چکانیدن، پابپا کردن، چکشیدن

fall (فعل)
چکیدن، سقوط کردن، تنزل کردن، پایین امدن، ویران شدن

lave (فعل)
چکیدن، کشیدن، شستشو کردن، ریختن

plash (فعل)
چکیدن، ترشح کردن، چکه کردن، صدای چلپ چلوپ ایجاد کردن

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

چکیدنچکیدنچکیدنچکیدن
سگ چکیده ، چکیدن سگ، هنگام تولد نوزاد سگ کلمه چکیده بکار میبرند. در استان فارس.
فلان سگ امروز چکیده یعنی زایمان کرده
چَکیدَن = چک زدن. To slap.
چکیدن آب:::::Dripping water
در کرمان به پریدن میگویند چکیدن