trace (فعل)ضبط کردن، کشیدن، دنبال کردن، رسم کردن، پی بردن به، ترسیم کردن، ردیابی کردن، اثر گذاشتن، پی کردنtrack (فعل)دنبال کردن، پیگردی کردن، پی کردن، رد پا را گرفتن
نه پی کردن ناقه یعنی پاشو میبندن به جایی که راه نره. لغات اصیل مفهوم بسی زیباتر دارن تا کشتنقطع کردن پای حیوان. در جنگ قطع پی که در پشت پای حیوان است که نتواند راه برودکشتن ( حیوان )در قرآن داریمآن ماده شتر را پی کردند یعنیآن را کشتند.کشتن حیوان+ عکس و لینک