پشتاره


    brace
    prop
    stay

فارسی به انگلیسی

پشتاره دار کردن به دیوار
buttress

پشتاره زدن
brace

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: پُشتاره، پشتاره کردن، به کول گرفتن و به پشت برداشتن. مثال: بیمار را پشتاره ( کول ) کرده آمد، یک جوال جو را پشتاره کرده رفت. پشتاره در قدیم پشتواره و پشتباره بوده است: پاره مقداری
...
[مشاهده متن کامل]
از هر چیز باشد که آن را به پشت توان برداشت ( برهان ) . به این معنی در سمرقند هم استعمال میشود: یک پشتاره هیزم بیار.