السلام علی المنحور فی الوَریٰ
سلام بر آن کسی که در پیش چشم خلق، سرش بریده شد!
بخشی از زیارت ناحیه ی مقدّسه
سلام بر آن کسی که در پیش چشم خلق، سرش بریده شد!
بخشی از زیارت ناحیه ی مقدّسه
در لری به بلند شو می گویند وری با تلفظ ( veri )
( وِری ) فعل امر در لری و لکی به معنی بیا.
در لکی علاوه بر این ( بوری ) هم میگن البته در جملات ( بو ) یا ( بور ) هم میگن.
بو تا بچیمر:بیا تا بریم
کرد ها میگن وره.
در لکی علاوه بر این ( بوری ) هم میگن البته در جملات ( بو ) یا ( بور ) هم میگن.
بو تا بچیمر:بیا تا بریم
کرد ها میگن وره.
وَرَی:
پنهان شدن یک شئ درون یک شئ دیگر. یُوارِی سَوْأَةَ أَخِیهِ. قابیل جسد برادرش را پنهان کند. النَّارَ الَّتِی تُورُون:همان آتشی که درچوب نهان است. با جرقه وَرَیَ: نوعی ظاهر کردن وَراء، یا آن سوی یک شئ : مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ یَعْقُوبَ . تورات:کتابی که عمق آن پنهان است. متواری از ریشه وَرَی بر باب مفاعله به معنای دور شدن تا حدّ ناپدیدی است: حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجاب. فَالْمُورِیاتِ قَدْحاً. قسم به اسبهایی که هنگام دویدن با اصابت سُم آنها به سنگ جرقه از آنان بیرون می زند. لِباساً یُوارِی سَوْآتِکُمْ : لباسی که زشتی مستور در اندام خود را� بپوشانید.
... [مشاهده متن کامل]
پنهان شدن یک شئ درون یک شئ دیگر. یُوارِی سَوْأَةَ أَخِیهِ. قابیل جسد برادرش را پنهان کند. النَّارَ الَّتِی تُورُون:همان آتشی که درچوب نهان است. با جرقه وَرَیَ: نوعی ظاهر کردن وَراء، یا آن سوی یک شئ : مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ یَعْقُوبَ . تورات:کتابی که عمق آن پنهان است. متواری از ریشه وَرَی بر باب مفاعله به معنای دور شدن تا حدّ ناپدیدی است: حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجاب. فَالْمُورِیاتِ قَدْحاً. قسم به اسبهایی که هنگام دویدن با اصابت سُم آنها به سنگ جرقه از آنان بیرون می زند. لِباساً یُوارِی سَوْآتِکُمْ : لباسی که زشتی مستور در اندام خود را� بپوشانید.
... [مشاهده متن کامل]
وِری :گوشت بن دندان, لثه.
نمونه:نان رابه دشواری قورت داد، وری هایش رابه زبان واروفت. ( کلیدر، ج۶، ص۱۷۵۷ )
محمدجعفر نقوی
نمونه:نان رابه دشواری قورت داد، وری هایش رابه زبان واروفت. ( کلیدر، ج۶، ص۱۷۵۷ )
محمدجعفر نقوی
وِری/ veri : لثه
مانند: مانده های خوراک از روی وری ها پاک کرد و. . .
کلیدر
محمود دولت آبادی
مانند: مانده های خوراک از روی وری ها پاک کرد و. . .
کلیدر
محمود دولت آبادی