لری بالاگریوه ای
هیر :یاد ، فکر ، حافظه
هیر :یاد ، فکر ، حافظه
هیر در جدول=اتش میشود/ارمان عابد رشت
هیر یعنی مال و منال ومتضاد آن فهیر که همان فقیر است.
هیر در زبان لری به معنی یاد خاطر حواس هوش و ذهن میباشد
در گویش بختیاری ویر میگویند
ویر همان معنی هیر را میدهد
در گویش بختیاری ویر میگویند
ویر همان معنی هیر را میدهد
هیر در زبان لری به معنی یاد خاطره. حواس هوش و ذهن است
هیر در اسم اماکن وروستاها به معنای هور ( تالاب ) است نامگذاری به وسیله عنصر اب در ایران چیز پسندیده ای
بوده است. واب الفبای ابادی بوده است .
بوده است. واب الفبای ابادی بوده است .
هیر : هیر در زبان لری استان لرستان به معنی: یاد، ذهن، حافظه، خاطر .
در فارسی خیلی جاها حرف ه به حرف خ تبدیل شده مانند
هور/خور
هوو/خوب
هیر/خیر
و. .
هور/خور
هوو/خوب
هیر/خیر
و. .
هیر = خیر
آفرین به این اریابد که پیوسته روشنگرانه مینویسد
هیر که در اوستا و نوشته های پهلوی امده دارایی نیست همان خیر است گوید بسی هیر و خواستک بسی کرد - بسی خیر و خواستک بسی کرد
هیر که در اوستا و نوشته های پهلوی امده دارایی نیست همان خیر است گوید بسی هیر و خواستک بسی کرد - بسی خیر و خواستک بسی کرد
کام هیر
بیا اینجا گلم
بیا اینجا گلم
هور : هور در زبان لکی استان لرستان به معنی خورشید می باشد . هور اسم مادربزرگ مرحوم مادرم بود.
کام هیر.
بیا اینجا
بیا اینجا
مال ، ثروت ، دارایی ، خیر و صلاح ، عاقبت کار
در کارنامه اردشیر پاپکان به این چم ها ( معانی ) آمده است
بر آن هیر بسیار چششنی اندیشیدار بود ( بر آن فرجام بسیار چشم به راه و اندیشه میکرد
و در بیشتر جاها چم مال و ثروت را میدهد
در کارنامه اردشیر پاپکان به این چم ها ( معانی ) آمده است
بر آن هیر بسیار چششنی اندیشیدار بود ( بر آن فرجام بسیار چشم به راه و اندیشه میکرد
و در بیشتر جاها چم مال و ثروت را میدهد
در گفتار لری میانکوه :
هیر = حواس، توجه
در مثل :
هیرت به بچه باشه = حواست به بچه باشه
هیر گذاشته به بازی = سرگرم بازی شده
هیل = سرخ
اسب و گاو و بز و. . که رنگش سرخ باشد را هیل می گویند.
... [مشاهده متن کامل]
بز سرخ = هیلون ( هیلان )
آدم مو سرخ = هیلون ( هیلان )
( آتش و رنگ آتش شاید از این گرفته شده بر عکس )
هیر = حواس، توجه
در مثل :
هیرت به بچه باشه = حواست به بچه باشه
هیر گذاشته به بازی = سرگرم بازی شده
هیل = سرخ
اسب و گاو و بز و. . که رنگش سرخ باشد را هیل می گویند.
... [مشاهده متن کامل]
بز سرخ = هیلون ( هیلان )
آدم مو سرخ = هیلون ( هیلان )
( آتش و رنگ آتش شاید از این گرفته شده بر عکس )
هیر ( هور ) :خوریاخورشید
هیرگانیا: خراسان
هیرگانیا: خراسان
هیر در واژگان " هیربد ، هیرکان ، هیران ، هیرمند " اگر درخت یا هیزم باشد به ترتیب معنای نگهبان درخت ، چشمه درخت یا جای هیزم ، جای درخت ، دارای درخت را می دهد ، ولی این برداشت نادرست و نارسا است ، اگر نگری به اوستا و کارنامه اردشیر بابکان داشته باشیم درخواهیم یافت که " هیر " به معنای ثروت و دارایی است که برای واژگان یاد شده معنا و مفهوم درستی را میر ساند :
... [مشاهده متن کامل]
هیربد =نگهبان پیشکش های مردمی به آتشکده و یک سمت دینی است که آنرا با آترپات به معنای نگهبان آتش نباید اشتباه گرفت.
هیرکان= چشمه ثروت
هیران= جای سرمایه و دارای
هیرمند = دارنده ثروت
... [مشاهده متن کامل]
هیربد =نگهبان پیشکش های مردمی به آتشکده و یک سمت دینی است که آنرا با آترپات به معنای نگهبان آتش نباید اشتباه گرفت.
هیرکان= چشمه ثروت
هیران= جای سرمایه و دارای
هیرمند = دارنده ثروت
به گمان می رسد که واژه هیر یا شاید هیرگ برابر چوب و درخت و هیزم باشد که برای سوزاندن به کار می رفته است و هیرسا نامی برای مردی چون هیزم خشک به کار رفته که گرایشی مَرزیشنیگ ( جنسی ) ندارد و هیربد نیز اَبَرمانی
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
( مسئولیّت ) هیزم یا هیر آتشکده بوده است و هیرگان و هیران به درختانی گفته می شده است که برای آماده کردن هیزم از ان بهره می برده اند.
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٨)