گواریدن، هضم کردن، هضم شدن، خلاصه کردن و شدن
مترادف ها
پیشنهاد کاربران
برابرپارسیِ واژه یِ نیمه تُخمیِ "هضم کردن"، " گواردَن" می باشد.
برابرپارسیِ واژه یِ آلمانیِ "verdauen"، واژه یِ "گواردَن" می باشد.
برابرپارسیِ واژه یِ آلمانیِ "verdauen"، واژه یِ "گواردَن" می باشد.
لری بختیاری
تَونیدن
تَونیدن
فرآیند تبدیل غذا به مواد قابل جذب توسط بدن
🇮🇷 همتای پارسی: گواشتن 🇮🇷
یا گواردن
یا گواردن
خوراک را گذرانیدن و گواریدن و گواردن. Digest
یعنی استحاله حالی به حالی شدن
درک کردن قضیه ای یا پذیرفتن قضیه ای
هضم موضوعی:درک یا پذیرفتم موضعی
گواردن